close
تبلیغات در اینترنت
جزوه ی ارتوپدی کامل
loading...

وبلاگ دانشجویان پرستاری زابل 91

206 استخوان محوري و محيطي در بدن است. جمجمه، ستون فقرات و قفسه سينه، محوري(80 استخوان)، دست و پا، شانه و لگن، محيطي(126 استخوان) هستند. شكل استخوان‌ها با هم فرق دارد ولي نسجشان مشابه است. نسج استخواني به دو صورت متراكم يا كورتيكال(سفت و محكم) و اسفنجي يا ترابكولار(نرم) است. لايه رويي…

متن سوگندنامه پرستاري

خداوندا به درگاه پاک و مقدست شکر می گویم که الطاف بی پایانت را شامل حالم نمودی و مرا وارد حرفه ارزشمند پرستاری گردانیدی تا در سایه مهر تو خدمت به انسان ها را بر عهده گیرم در پیشگاهت و در حضور این جمع به کتابت ، قرآن کریم ، سوگند می خورم همواره در پی آن باشم که در خدمت به همنوعان خود، به احکام مقدس اسلام و حدود الهی پایبند بوده و با کمال بی طرفی و بدون تعصب رفتار کنم با توکل به درگاهت ،همواره در پی آن باشم تا صبور ، راستگو و درستکار بوده، به مقررات حرفه ای ام، وفادار بمانم با الگوگرفتن از حضرت زینب کبری ( س) از حقوق حرفه ای خود دفاع نمایم نیروی جسمانی ، عقلانی ، هنر و عواطف انسانی، توان مدیریتی و پژوهشی ام را در خدمت سلامت جامعه بکار گیرم . به خداوند تبارک و تعالی سوگند یاد می کنم و شرف و وجدان خویش را گواه می گیرم در پیشه تخصصی خود، همواره بیاموزم و در آموزش و به کارگیری آنچه فراگرفته ام دریغ نورزم.به عنوان یک فرد آگاه حرفه ای، با سایر اعضای تیم درمانی بهداشتی ، در اعتلای کیفیت خدمات کوشا باشم .پروردگارا سوگند یاد می کنم در مقابل دشواری ها و ناملایمات حرفه ای توانمند ، پاسخگو و مدافع باشم .پروردگارا سوگند یاد می کنم پیوسته بکوشم تا آنچه می کنم در راه پیشرفت کشور اسلامی عزیزم – ایران – و در رفع مشکلات جامعه بشری باشد

آمین يا رب العالمین

سخن مدیر

به نام او که به انسان توانایی تفکر و شیوایی بیان اعطا کرد و او را به عنوان اشرف مخلوقات خویش برگزید.

زیبایی های حاکم بر بدن انسان شگفتی آور است و انسانی که به مطالعه و درک آنها می پردازد هرگز چراغ هدایت خویش را خاموش نمی یابد و سرانجام ره به منزلگاه مقصود می سپارد.

طراحی این وبسایت قدمی کوچک در راه نگاه و شناخت علوم پزشکی و سلامتی است. امیدوارم این مجموعه برای تمامی دانش پژوهان، دانشجویان، پرسنل علوم پزشکی و عموم مردم مفید فایده باشد. اگرچه نیک میدانم این بضاعت اندک بری از کم و کاستی نیست و بر این باورم که نظرات اصلاحی و ارشادی و راهنمایی های شما عزیزان ، بر غنای علمی آن خواهد افزود

بازدیدکنندگان محترم میتوانند مطالب مورد نظرشان را در قسمت جستجو یا موضوعات پیدا کند...

باتشکر سجاد علی صوفی  دانشجوی رشته ی مقدس پرســـــــــــــــــــــــــــــــتاری

آخرین ارسال های انجمن

206 استخوان محوري و محيطي در بدن است. جمجمه، ستون فقرات و قفسه سينه، محوري(80 استخوان)، دست و پا، شانه و لگن، محيطي(126 استخوان) هستند. شكل استخوان‌ها با هم فرق دارد ولي نسجشان مشابه است. نسج استخواني به دو صورت متراكم يا كورتيكال(سفت و محكم) و اسفنجي يا ترابكولار(نرم) است. لايه رويي استخوان را پريوستPeriosteum يا ضريع گويند كه بافت همبند فيبروزه است. پريوست توسط فيبرهاي كلاژني شارپيSharpey به استخوان متصل مي‌شود. زير پريوست لايه‌هاي متحدالمركزي به نام لاملاLamellae قرار دارند. به دايره‌هاي متحدالمركزي كه شامل لايه‌هاي لاملا هستند سيستم هاورسHaversian گويند كه واحد عملي استخوانهاي متراكم بوده، استئونOsteon نيز نام دارد. بين لاملاها فضايي باريك به نام لاكوناLacunae داريم. لاكونا واحد ماتريكس استخوان بوده و استئوسيتها در آنجا قرار دارند. در مركز و قسمت داخل استخوان ترابكول‌هاي(شعاعهاي) استخواني داريم كه از مغز استخوان پر شده است. به سيستم هاورس و پريوست، استخوان متراكم(فشرده) و ترابكولهاي داخلي، استخوان اسفنجي گويند. قسمت متراكم استخوان، داراي كانالهايي همجهت به نام كانال‌هاي هاورس است. عمود بر اين كانالها، به طرف پريوست، كانالهايي به نام كاناليكولCanaliculi(به ضريع نمي‌رسند) يا كانالهاي ولكمنVolkmann(ضريع را سوراخ مي‌كنند) وجود دارد. از اين كانال‌ها عروق خوني و لنفي عبور مي‌كنند. استخوان بافت زنده بوده و شامل سه نوع سلول است: استئوبلاستها(سازنده سلول نو)Osteoblast، استئوسيتها(سلول بالغ استخوان)Osteocyte و استئوكلاستها(تخريب سلول پير)Osteoclast. سلولها باعث رشد، ترميم و تغيير شكل استخوان مي‌گردند. كورتكس گروهي از لايه‌هاي استخواني متراكم هستند. ماتريكس شامل كلاژن، فيبر، پروتئين، مواد معدني و ماده زمينه‌اي است. ماده زمينه‌اي ماده‌اي ژلاتيني جهت انتشار مواد غذايي و اكسيژن است.

ارتوپدی

تقسيم‌بندي براساس شكل

استخوانهاي دراز، داراي اپي‌فيز، غضروف مفصلي، متافيز و ديافيز هستند. متافيز قسمتي از استخوان بلند است كه بين اپي‌فيز و ديافيز قرار داشته و صفحه رشد نام دارد.

استخوانهاي كوتاه، غيرمتراكمCancellous بوده و لايه نازكي از بافت متراكم روي آنها را مي‌پوشاند(كف دست و پا).

استخوانهاي پهن، غيرمتراكم بوده و لايه كلفتي از استخوان متراكم روي آنها را مي‌پوشاند(لگن، جمجمه، دنده‌ها، اسكاپولا). نقش محافظتي داشته و سطحي براي اتصال عضلاتند.

استخوانهاي بدون شكل يا نامنظمIrregular، كه شكلهاي متفاوتي دارند(مهره‌ها، گوش، فك پائيني). آرايش استخوانهاي نامنظم شبيه به استخوانهاي پهن است.

استخوانهاي آزاد يا Sesamoid كه كوچك و گرد بوده و نزديك مفاصل قرار دارند(كشككPatella). اين استخوان‌ها باعث افزايش قدرت اهرمی عضلات می‌شوند.

عملكرد سيستم اسكلتي

محافظت، حركت، خونسازي، ذخيره مواد معدني. حركت باعث توليد گرما و برگشت بهتر خون به قلب مي‌گردد. بافت زمينه‌اي استخوان، كلسيم، فسفر، منيزيم و فلوئور را در خود ذخيره مي‌كند(98% كلسيم بدن).

بازسازيRemodeling

تشكيل اوليه استخوان را مدلينگ گويند كه در دوران كودكي اتفاق مي‌افتد و فرآيندي كه در طي آن ساختار و عملكرد استخوان طي استئوژنز حفظ مي‌شود را رمدلينگ گويند. هر ده سال كل سيستم اسكلتي بدن بازپيرايي مي‌گردد. ابتدا محركها(هورمون، دارو، عوامل فشاري)، سلولهاي دودماني را تحريك مي‌كنند. بعد استئوكلاستها تحريك شده و سلولهاي استخواني پير را جذب مي‌كنند. در مرحله سوم استئوبلاستها بدنبال استئوكلاستها سيستم هاورس و ترابكول جديد مي‌سازند. هورمونهاي دخيل در رمدلينگ عبارتند از كلسيتريول(ويتامين D فعال‌شده)، كلسيتونين، پاراتورمون، هورمون تيروئيد، كورتيزول، هورمون رشد، هورمونهاي جنسي، استروژن و پروژسترون. ويتامين D هم باعث جذب بهتر كلسيم در دستگاه گوارش و هم افزايش مينراليزاسيون بافت استخواني مي‌شود. دو هورمون اصلي تنظيم‌كننده كلسيم خون، پاراتورمون و هورمون تيروئيد هستند. پاراتورمون باعث برداشت كلسيم از استخوان و هورمون تيروئيد باعث رسوب كلسيم در استخوان مي‌شود. استروژن باعث تحريك استئوبلاستها و مهار استئوكلاستها مي‌شود.

ترميمRepair

بازسازي ضايعات كوچك را گويند. فيبرين داربست اوليه ترميم است. استئوبلاستها در اينجا نيز دخالت داشته و بافت پروكالوسProcallus و كالوس توليد مي‌كنند. مراحل ترميم شكستگي استخوان: مرحله التهاب: با درد و تورم همراه بوده باعث كشيدن ماكروفاژها و پاكسازي محل آسيب‌ديده مي‌شوند. مرحله غضروفي‌شدن: عروق خوني و غضروف روي محل شكسته قرار مي‌گيرند. مرحله كلسيفيكاسيون: آنزيمهاي وزيكولهاي ماتريكس استخوان باعث رسوب كلسيم در محل غضروف مي‌شوند. مرحله برداشت غضروف: غضروف كلسيفه‌شده توسط كندروبلاستها و استئوكلاستها جذب مي‌شود تا توسط استخوان جايگزين گردد. مرحله استخواني‌شدن: اين مرحله 3 تا 4 ماه طول ميكشد و رسوب املاح در محل شكسته اتفاق مي‌افتد. مرحله شكل‌گيري: تمام بافتهاي اضافه و مرده برداشته شده و استخوان شكل اوليه خود را باز خواهد يافت كه البته ممكن است سالها طول بكشد.

مفاصل

محل اتصال بين استخوانها هستند. بدون حركتSynarthrosis، حركت محدودAmphiarthrosis و حركت آزادDiarthrosis دارند. حركات مفاصل عبارتند از: حركت به طرف جلوProtraction، چرخش به طرف خارجEversion، چرخش به طرف داخلInversion، خم كردنFlexion، راست كردنExtension، حركت به صورت دايره(بازو)Corcumduction، دور كردن از بدنAbduction، نزديك كردن به بدنAdduction، چرخش به طرف داخل روي محور عضوInternal Rotation، چرخش به طرف خارج روي محور عضوExternal Rotation، درون گرداندن مثل كف دست به طرف بالاSupination، برون گرداندن مثل چرخش كف دست به طرف پائينPronation. مفاصل دي‌آرتروز انواعي دارند: گوي و حفرهBall and Socket، لولاييHinge، زيني‌شكلSaddle، محوريPivot، لغزشيGliding.

عضلات

سه نوع مخطط يا اسكلتي، صاف و قلبي دارند. عضلات اسكلتي، ارادي، صاف و قلبي، غيرارادي هستند. انقباض و استراحت عضله با مصرف انرژي همراه است كه اين انرژي از آدنوزين‌تري‌فسفات در فرآيند متابوليسم اكسيداتيو سلولي به دست مي‌آيد. متابوليسم طبيعي سوخت و ساز گلوكز، آب و دي‌اكسيدكربن است ولي در فعاليتهاي شديد، اسيدلاكتيك است كه ايجاد خستگي و درد مي‌كند. مقداري از انرژي ATP صرف توليد گرما مي‌شود. در ورزشهاي ايزوتونيك اكثر انرژي به گرما تبديل مي‌شود. علت لرزش بدن در سرما، نياز به توليد گرما است. ميوگلوبين همان هموگلوبين در عضله است كه هر چه بيشتر باشد، عضله قرمزتر است. عضلات قرمزتر، حركت كندتر ولي قدرت بيشتري دارند. تونTone عضلاني همان آمادگي عضله جهت انقباض است. از نظر تون عضله‌اي كه تونش كمتر از حد طبيعي است را شلFlaccid و بيشتر از حد طبيعي را اسپاستيك گويند.

غضروفCartilage

يك بافت همبند سفت كه در برابر فشار و كشش مقاوم مي‌باشد. نيمه‌شفاف و داراي عروق و اعصاب محدود هستند. سه نوع هياليني(دستگاه تنفسي، استخوانهاي در حال رشد)، فيبريFibro Cartilage(صفحات بين مهره‌اي) و الاستينيElastin(بيني، گوش) دارند. انتهاي استخوان‌هاي بلند از غضروف هياليني پوشيده شده است.

ليگامان و تاندون

شامل رشته‌هاي زيادي از كلاژن(بافت همبند سفت و فيبروزه) و متراكم هستند. عملكردشان اتصال قوي و محكم بين دو بافت متفاوت ديگر است. تاندون، عضلات را به استخوان متصل مي‌كند. ليگامانLigament يا رباط، استخوانها را در محل مفاصل به هم متصل مي‌كند.

فاشياFascia

لايه‌هايي از بافت همبند است. سطحي و عمقي دارد. سطحي، شل و زير پوست قرار دارد. عمقي، سفت و اطراف عضلات، بين عضلات و دورتادور دسته‌هايي از اعصاب و عروق قرار دارد.

بورسBursa

حفره‌اي از بافت همبند كه توسط غشاء سينوويال احاطه شده و حاوي مايع مفصلي است. عملكردشان كاهش اصطحكاك و فشار بين سطوح و مفاصل است، مثل سطوح ميان ليگامان و تاندون يا سطوح ميان تاندون و استخوان(كشكك در زانو، اكروميون در بازو).

ارزيابي بيماران مبتلا به بيماريهاي عضلاني‌اسكلتي

گرفتن شرح حال، معاينه فيزيكي و تستهاي تشخيصي جهت ارزيابي اين دسته از بيماران نياز است. اطلاعات بيوگرافي و شخصي مثل سن و جنس در برنامه‌ريزي مراقبت مفيد خواهد بود. علائم مربوطه مثل درد، حساسيت، سفتي عضلاني، ضعف عضلاني، خشكي مفاصلJoint Stiffness، گرفتگي عضلاني، تورمSwelling، قرمزي، تغييرشكل، كاهش محدوده حركاتRange Of Motion(ROM) بررسي مي‌گردد. سابقه بيماريهاي عفوني مثل سلTB، فلج اطفالPoliomyelitis، كمبود ويتامين سيScurvy، نرمي استخوانRicket و عفونت استخوانيOsteomyelitis جستجو مي‌شود. بيماريهاي فاميلي مثل آرتريت، اسپونديليت‌انكيلوزان، نقرس، ديستروفي عضلاني و انحراف ستون فقرات نيز بررسي مي‌گردد. فعاليتهاي روزانه و شغل از اجزاي اصلي در بررسي بيماريهاي اسكلتي دارند. در معاينه فيزيكي به طرز ايستادن و راه رفتن فرد توجه مي‌شود. افزايش تحدب ستون فقرات سينه‌اي را كيفوزKyphosis گويند. تغيير شكل ستون فقرات به يك طرف را اسكليوزScoliosis گيوند. افزايش غيرطبيعي انحناي كمر را لوردوزLordosis نامند. عضلات از نظر جمع‌شدگيContracture رؤيت مي‌گردند.

مفاصل از نظر افيوژن(تجمع مايع)، تورم و گرمي، مشاهده و لمس مي‌گردند. در صورت شك به افيوژن مي‌توان آزمون بالوتمان را انجام داد. روش كار: با دوشيدن مايع مفصلي در وضعيت اكستنشن، به طرف پايين، به سمت داخل و خارج مفصل به ترتيب فشار وارد مي‌شود در صورت برآمدگي مايع يا در مفصل زانو بالاتر قرار گرفتن كشكك، تست مثبت بوده و بايد به پزشك اطلاع داده شود.

بررسي ميزان حركت مفاصل: جهت بررسي (Range of motion)ROM مفاصل از زاويه‌سنجGoniometer استفاده مي‌گردد. همه مفاصل در وضعيت آناتوميكي در صفر درجه هستند. چند زاويه طبيعي مفاصل: شانه به پهلو و جلو تا 180 درجه، شانه به عقب تا 60 درجه، هيپ تا 120 درجه(با خم بودن زانو)، هيپ به طرف عقب تا 30 درجه(زانو صاف)، هيپ به پهلو تا 45 درجه، گردن تا 45 درجه، زانو به طرف عقب تا 135 درجه، آرنج تا 150 درجه.

گرافي ساده: گرفتن گرافي ساده، شايعترين روش در بررسي استخوانها است. از نماهاي مختلف مثل قدامي‌خلفيAP، خلفي‌قداميPA، جانبيLat و مايلOblique كمك گرفته مي‌شود.

آرتروگرافيArthtogram: گرافي با ماده حاجب كه در مفاصل كاربرد دارد. يك ماده حاجب يا هوا به داخل مفصل تزريق شده و در زاويه‌هاي مختلف از آن عكس راديولوژيك گرفته مي‌شود. آرتروگرافي در تشخيص پارگيهاي كپسول مفصلي يا رباطهاي حمايت‌كننده اطراف مفصل(زانو، شانه، مچ دست و پا، ران) كاربرد دارد. مراقبت پرستاري: بي‌حركت ماندن مفصل تا 12 ساعت بعد، استفاده از مسكن و كيسه يخ جهت كاهش درد.

ميلوگرافيMyelography: شبيه آرتروگرافي بوده، كانال نخاعي و بيرون‌زدگي ديسك را بررسي مي‌كند و در كساني كه ممنوعيت انجام ام‌آرآي دارند كاربرد دارد. سينوگرافيSinography جهت بررسي سينوسها است.

MRI & CT-SCAN نيز در بررسي دستگاه عضلاني‌اسكلتي كاربرد فراوان دارد. براي انجام ام‌آرآي بيمار نبايد هيچ جسم فلزي روي بدن و داخل آن داشته باشد.

اسكن هسته‌ايBone Scanning: در اينجا از مواد راديوايزوتوپي كه تمايل اتصال به استخوان را دارند، استفاده مي‌گردد. راديوايزوتوپها(معمولا تكسنيوم91) به صورت وريدي تزريق و تمام بدن يا قسمت موردنظر اسكن مي‌شود. در استئوميليت، استئوپروزOsteoporosis و شكستگيهاي پاتولوژيك و فشاري بيشتر كاربرد دارد. تجمع بيش از حد و عدم تجمع(عدم خونرساني) غيرطبيعي مي‌باشد. استفاده از گاليمGallium Scan به جاي تكسنيوم بسيار اختصاصي‌تر است ولي خيلي آهسته‌تر جذب استخوان مي‌شود و 30 تا 60 دقيقه وقت لازم دارد. نوعي اسكن نيز به نام تصويربرداي اينديومIndium Imaging جهت عفونتهاي استخواني(استئوميليت) كاربرد دارد كه گلبولهاي سفيد بيمار نشاندار شده و تجمعشان در بافت استخواني بررسي مي‌گردد.

تراكم‌سنجي استخوانDensitometry: با اشعه ايكس يا امواج اولتراسوند، تراكم استخوان تخمين زده مي‌شود. در استئوپروز بيشترين كاربرد را دارد.

آرتروسكوپيArtheroscopy: جهت تشخيص و درمان پارگيها و بعضي بيماريهاي مفصلي كاربرد دارد. در اتاق عمل و استريل كار مي‌شود. از بي‌حسي موضعي تا بيهوشي عمومي استفاده مي‌گردد. با افزايش حجم مفصل توسط تزريق نرمال‌سالين، آرتروسكوپ وارد و بررسيها يا درمان انجام مي‌گيرد. تشخيص با اين روش تا 98% دقت دارد. عوارض: عفونت، هماتوم(همارتروز)، ترمبوفلبيت، اختلالات عصبي يا عروقي محل، چسبندگي در مفصل. ممنوعيت: در صورتيكه ميزان خم شدن مفصل كمتر از 50% است و يا زخم عفوني در محل باشد. اقدامات پرستاري: انجام پانسمان فشاري در محل عمل، استفاده از مسكن، استفاده از كيسه يخ، پوزيشن اكستنشن و الويت كردن عضو، آموزش تشخيص تورم و بيحسي و پوست سرد به بيمار.

آرتروسنتز: جهت انجام آزمايش روي مايع سينوويال(آرتريت روماتوئيدRA، خونريزي)، كشيدن چرك و خون يا كاهش درد مفصل(تجمع مايع)، ميتوان مايع مفصل را آسپيره كرد كه با رعايت شرايط استريل و سوزن اين عمل انجام شده و بعد از اتمام كار پانسمان فشاري گذاشته مي‌شود.

بيوپسي: براي تعيين ساختمان و تركيب مغز استخوان، عضله و سينوويوم، نمونه‌اي از بافت اين قسمتها تهيه و آزمايش مي‌شود. اقدامات پرستاري: بررسي محل عمل از نظر ادم، خونريزي، درد و عفونت. تسكين درد.

الكتروميوگرافيEMG: براي ارزيابي درد، ضعف و ناتواني عضلات كاربرد دارد. با قرار دادن اكترود سوزني شكل در داخل عضله، پاسخ عضله به محرك الكتريكي واردشده توسط نوسان‌نگارOscilloscope سنجيده و ثبت مي‌شود. قبل از آزمايش تا 24 ساعت مصرف داروهاي محرك و آرامبخش ممنوع است. بعد از آزمون كمپرس گرم جهت كاهش ناراحتي موضعي ايجادشده مؤثر است.

مطالعات آزمايشگاهي

خون: سطح كلسيم در استئومالاسي، اختلالات پاراتيروئيد، بيماري پاژه، تومورهاي متاستاتيك استخوان و بي‌حركتي تغيير مي‌كند. سطح فسفر با كلسيم نسبت عكس دارد. سطح فسفر در استئومالاسي ناشي از سوءتغذيه كاهش مي‌يابد. اسيدفسفاتاز در بيماري پاژه و سرطانها افزايش دارد. غلظت آلكالين فسفاتاز در مراحل اوليه ترميم شكستگي و سرطانها افزايش دارد. در آسيب عضلاني آنزيمهاي كراتين‌كيناز و آسپارتات‌آمينوترانسفراز افزايش دارد. در صورت نكروز عضلات، سطح آلدولاز افزايش مي‌يابد.

ادرار: در صورت تخريب استخواني، كلسيم ادرار افزايش مي‌يابد مثل اختلال عملكرد پارتيروئيد، سرطانهاي متاستاتيك استخوان و مولتيپل‌ميلوما.

مايع مفصلي: با اضافه كردن اسيداستيك 5% به مايع مفصل، يك لخته ضخيم و طنابي‌شكل ايجاد خواهد شد كه تكه‌تكه نمي‌شود. به اين آزمايش Mucin Clot Test گويند. چسبندگيViscosity: با كشدين مايع بين دو انگشت، يك الي دو اينچ نخ مي‌دهد. رنگ: زرد كاهي و شفاف. گلبول سفيد: وجود تعداد كم سلولهاي تك‌هسته‌اي. قندGlucose: قند مايع مفصلي با خون مقايسه مي‌گردد. كاهش 50 درصدي قند مايع مفصلي نسبت به خون در عفونتهاي چركي ديده مي‌شود. كريستال: در نقرس بلورهايي در مايع ديده مي‌شود.

صدمات و شكستگي‌ها

كوفتگيContusion: صدمه‌اي كه در اثر نيروي فشاري غيرنافذ به بافتها مخصوصا بافتهاي نرم وارد مي‌شود. علائم: اكيموز، هماتوم، درد، تورم. درمان: كيسه يخ، مسكن.

رگ‌به‌رگ شدنSprain: كشيدگي عضله و ضايعات تاندونی بر اثر فشار بيش از حد را گويند. با توجه به مقدار فشار يا كششي كه به عضله وارد مي‌شود، به سه دسته تقسيم مي‌گردد. درجه يك يا خفيف، با پارگي تعداد كمي از فيبرهاي عضله بدون كاهش عملكرد عضله. درجه دو يا متوسط، با پارگي تعداد بيشتري از فيبرهاي عضله و كاهش قدرت عضله در تحمل وزن، همراه با ادم، تحريك‌پذيري، اسپاسم و اكيموز. درجه سه يا شديد، با تخريب كامل واحدي از عضله و تاندون است كه عضله از تاندون يا تاندون از عضله جدا مي‌گردد. درد، اسپاسم، اكيموز، ادم و كاهش عملكرد اسكلتي‌عضلاني كاملا محرز است. واحد عضله: تمامي فيبرهاي عضلاني كه داخل يك غلاف قرار گرفته و از يك نورون حركتي عصب‌گيري مي‌كنند. بررسي تشخيصي: شرح حال آسيب و معاينه فيزيكي و گرافي ساده. با معاينه فيزيكي نمي‌توان شدت رگ‌به‌رگ شدن را مشخص كرد. احساس شلي در مفصل، شنيدن صداي شكستگيSnap و پارگي، مشخصه شديد بودن ضايعه است. در گرافي شكستگي همراه با كشيده شدن مشخص مي‌شود. درمان: پارگي كامل اغلب نياز به ترميم جراحي دارد. الويت كردنElevation، استفاده از كيسه يخ، بيحركت كردن(گچ، آتل، باند) تا 3 الي 4 هفته و فيزيوتراپي بعد از تشكيل بافت فيبروزه در محل پارگي(4 الي 6 هفته بعد از آسيب).

پيچ‌خوردگيStrain: آسيب به رباطهاي اطراف مفصل در اثر حركات چرخشي را گويند. كار رباط، ثبات مفصل در هنگام حركت است. سه دسته دارد. درجه يك، با پاره شدن تعدادي از فيبرهاي ليگامنت(رباط) بدون بي‌ثباطي مفصل. درجه دو، با پارگي تعدادي از فيبرها همراه با بي‌ثباطي مفصل و كاهش عملكرد آن. درجه سه، با پارگي كامل ليگامان و حركت غيرطبيعي مفصل. علائم: ادم مفصل به علت خونريزي، تندرنس، درد در هنگام حركت، حركت غيرطبيعي. درمان: استراحت، الويت، كيسه يخ(24 الي 48 ساعت اول)، كيف آب گرم(بعد از 48 ساعت)، ترميم جراحي در صورت پارگي و بي‌حركتي به مدت يك ماه.

در رفتگي و جابجا شدنDislocation & Subluxation: خروج استخوان از مفصل يا جدا شدن سطوح مفصلي را گويند. جدا شدن كامل را دررفتگيDislocation و از بين رفتن تماس نسبي سطوح مفصلي را جابجاشدن(نميه‌دررفتگي) Subluxation مي‌نامند. اين اختلالات جزء اورژانسهاي ارتوپدي بوده و نياز به مداخله فوري دارند، چون فشار شديد روي اعصاب و عروق باعث نكروز بافتيAseptic Necrosis خواهد شد. علائم: تغيير شكل عضو، درد مفصل، كاهش عملكرد مفصل، تندرنس، تورم. درمان: بي‌حركت كردن و در اولين فرصت جاانداختن. جهت جاانداختن، ميتوان از ضددردها، شل‌كننده‌ عضلات، آرامبخش‌ها و بيهوشي استفاده نمود. بعد از جاانداختن بي‌حركتي عضو و مفصل از سه تا شش هفته لازم مي‌باشد.

 

صدمات منيسك زانو: داخل مفصل زانو دو غضروف هلالي وجود دارد كه به لبه‌هاي سطوح مفصلي سر استخوان تيبيا متصلند و با حركت مختصر خود به جلو و عقب با استخوان ران تطابق حاصل مي‌كنند. در هنگام دويدن يا راه رفتن، تصادفات، چرخش زانو و چمباتمه‌زدن صدمه وارد شده و منيسك پاره يا كنده مي‌شود. علائم: شنيدن صداي كليك در زانو هنگام راه رفتن، كاهش عملكرد مفصل زانو، درد. عوارض: در صورت عدم درمان، سينوويت. درمان: بي‌حركتي زانو، ضدالتهاب‌ها، مسكن‌ها، منيسككتومي. خارج كردن منيسك توسط آرتروسكوپ انجام گرفته و بعد از آن محل عمل، پانسمان فشاري شده و با آتل بي‌حركت(يك تا دو روز) مي‌گردد.

شكستگي‌ها

تخريب و گسيختگي تداوم طبيعي استخوان را گويند. 150 نوع شكستگي مختلف داريم. شايعترين نوع شكستگي‌ها عبارتند از:

بسته(ساده)Closed: پوست ناحيه شكسته سالم است. باز(مركب)Open: پوست ناحيه شكسته زخمي شده است. كاملComplete: خط شكستگي از سرتاسر حجم استخوان و پريوست عبور كرده است. ناكامل(نسبي)Incomplete: تداوم استخوان از بين نرفته. به شكستگي تركه‌ايGreen-Stick نيز معروف است. خردشدگيComminuted: بيشتر از يك خط شكستگي وجود دارد. در هم فرو رفته(تلسكوپي)Compression or impacted: يك قطعه از استخوان وارد قطعه ديگر شده است. مرضي(موضعي)Pathologic: به علت بيماري خاصي مثل استئوپروز و تومور رخ مي‌دهد. مايلOblique: خط شكستگي زاويه 45 درجه با محور استخوان دارد. طوليLungitudinal: خط شكستگي طولي است. عرضيTransverse: خط شكستگي زاويه 90 درجه با محور استخوان دارد. مارپيچيSpiral: خط شكستگي تمام محيط استخوان را در بر مي‌گيرد. ستاره‌ايStellate: شكستگي از يك نقطه با خطوط شعاعي تشكيل شده است. كندگيAvulsion: كنده شدن قطعه‌اي از استخوان به وسيله رباط يا تاندون. اپي‌فيزيEpiphyseal: عبور از خط اپي‌فيز. استرسيFatigue: شكستگي در نتيجه تكرار بار اضافي(فشارهاي طولاني) بدون بهبودي.

 

علائم: درد حاد، اسپاسم عضلات، بي‌حركتي يا تغيير حركت، اختلال حس، تغيير شكل عضو، كوتاه شدن عضو، كريپتاسيون، تورم، تغيير رنگ موضعي و اكيموز و شوك. اسپاسمSpasm عضلات باعث بي‌حركتي قطعات شكسته مي‌شود. اسپاسم 20 دقيقه بعد از شكستگي رخ مي‌دهد. به علت اسپاسم و انقباض عضلات، دو سر شكستگي روي هم لغزيده و طول اندام 2 تا 5 سانتيمتر كوتاهتر مي‌شود. تغيير شكلDeformity: كشش عضلات باعث سوار شدن قطعات شكسته بر روي هم خواهد شد و امتداد و شكل استخوان را تغيير مي‌دهد.تورمSwelling: به سرعت بعد از شكستگي، مايع سروزي و خون در محل آسيب باعث ادم مي‌شود. كبوديBruising: به علت خونريزي زيرجلدي بافتهاي نرم محل آسيب است(اكيموز). تندرنسTenderness: درد با فشار دست به خاطر صدمات. اختلال حسNumbness: به صورت گزگز و به علت گير افتادن عصب در ناحيه متورم يا بين قطعات استخوان شكسته ديده مي‌شود. حركت غيرطبيعيAbnormal Mobility: از دست رفتن ثبات قسمت شكسته كه قبلا بي‌حركت بوده است بوجود مي‌آيد. كريپيتاسيونCrepitus: احساس ساييدگي يا شنيدن صداي ساييده شدن در نتيجه مالش انتهاهاي شكسته روي هم. شوك: بيشتر از نوع هيپوولميك به علت خونريزي است.

درمان: در ابتدا عضو بي‌حركت شده و در صورت زخم باز پانسمان استريل انجام مي‌شود. اصول كلي درمان شامل جاانداختنReduction، بي‌حركت كردنImmobilization و بازگرداندن عملكرد عضوRehabilitation است.

جاانداختن: بسته و باز دارد. هدف برگرداندن قطعات شكسته به وضعيت طبيعي خودشان است. جاانداختن با تأخير و بعد از شروع ترميم بافتي بسيار سخت خواهد بود. جااندازي بسته بدون عمل جراحي بوده و با دست انجام مي‌گيرد. ميتوان از تراكشنهاي پوستي و استكلتال نيز بهره برد. جااندازي باز در اتاق عمل صورت مي‌گيرد. بعد از جااندازي حتما بايد بي‌حركتي رعايت شود.

بي‌حركت كردن: با تراكشنTraction، قالب گچيPluster Cast، ميخPin، ميلهRods، پيچScriws، پلاك، سيمWirise و صفحهPlate مي‌توان به اين هدف دست يافت. به جزء قالب گچي، مي‌توان از بريس و آتل نيز براي بي‌حركتي عضو استفاده نمود.

تراكشن يا كشش، باعث رفع اسپاسم و رساندن سر استخوان به هم و از طرفي ثابت نگه‌داشتن عضو مي‌گردد. پوستيSkin و اسكلتالSkeletal دارد. در نوع اسكلتال از ميله و پين به صورت عمودي در استخوان قرار گرفته، كمان فلزي به آن وصل شده، نخ به كمان گره خورده و وزنه‌ها آويزان مي‌گردد. نيروي كشش مستقيم به ديستال استخوان شكسته وارد مي‌شود. در تراكشن اسكلتال از وزنه‌هاي 7 الي 12 كيلوگرمي استفاده مي‌شود. براي تراكشن پوستي، تنسوپلاست(چسبهاي وسيله) به دو طرف ساق پا چسبيده، از تخته كف‌پايي آن نخ رد شده و وزنه آويزان مي‌گردد. حداكثر وزنه با توجه به تحمل پوست، در ساق 4 كيلوگرم و در لگن 9 كيلوگرم است. جهت مؤثر بودن تراكشن كشش دوطرفه لازم است؛ يعني نيرويي مخالف كشش وزنه(كشش مقابلCounteraction) وجود داشته باشد كه معمولاً از وزن بيمار براي اين كشش استفاده ميشود.

به ثابت كردن استخوان شكسته، فيكس كردنFixation گويند كه به صورت داخليInternal Fix و خارجيExternal Fix وجود دارد. پين، پيچ، سيم، صفحه و ميله در نوع داخلي كاربرد داشته و در نوع خارجي فقط از پين(تكي يا موازي) استفاده مي‌گردد.

در بيشتر مواقع، از گچ(پلاستر) براي بي‌حركت كردن استفاده مي‌شود. هدف كلي در گچ‌گيري، بي‌حركت كردن مفاصل بالا و پايين محل آسيب است. گچ‌ها از نوع پلاستر يا فايبرگلاسFiber Glass هستند. مواد گچ پودر سفيدي است كه وقتي با آب مخلوط شود به سنگ گچGypsum تبديل خواهد شد. گچ بعد از 48 ساعت كاملاً خشك مي‌شود. در صورت نياز به پانسمان زخمي زير گچ، دريچه‌ايWindow روي آن باز مي‌شود. گچ كوتاه بازوShort Arm: از زير آرنج تا چين كف دست آمده و دور قاعده شست ثابت مي‌گردد. گچ اسپايكاي شستThumb Spica: همان گچ كوتاه بازو است ولي شست كاملا در گچ قرار مي‌گيرد. گچ بلند بازوLong Arm: از چين زير بغل(آگزيلار) تا چين كف دست و قاعده شست(زاويه آرنج 90 درجه). گچ كوتاه پاShort Leg: از زير زانو تا قاعده شست پا(مچ در حالت خنثي). گچ بلند پاLong Leg: از يك‌سوم فوقاني ران تا قاعده شست پا(زانو در زاويه 10 الي 20 درجه). گچ سيلندريكCylinder: از مچ پا تا بالاي زانو. گچ لولايي زانوCast Braca: همان گچ بلند زانوست كه در محل مفصل زانو لولايي جهت حركت محدود آن قرار گرفته تا در مدت زمان طولاني مفصل از بين نرود و بتواند كمي حركت داشته باشد(در شكستگي‌هاي ثابت ران). گچ اسپايكاي شانهSoulder Spica: قالبي شبيه با ژاكت كه قسمتي از تنه، شانه و آرنج را در بر مي‌گيرد. گچ اسپايكاي مفصل رانHip Spica: قالبي كه قسمتي از تنه و پاها را بي‌حركت مي‌كند. گچ هيلوHylo: تمام سر و گردن و تنه، به جزء صورت در گچ قرار مي‌گيرد(در شكستگي گردن).

بريس، وسيله خارجي جهت حمايت بدن، كنترل حركات و پيشگيري از آسيب است. در ساخت آنها از مواد پلاستيكي، فلزي يا گچ مي‌توان استفاده نمود. بريس‌ها به وسيله بست‌هاي فلزي تعبيه‌شده، روي عضو محكم مي‌شوند. با توجه به عضو آسيب‌ديده و حجم عضو، توسط ارتوپد فني، اندازه‌گيري و ساخته مي‌شود.

آتلSplint، معمولا از جنس مواد قالب‌هاي گچي مي‌باشد و در حقيقت نوعي نيم‌قالب است. آتل محيط عضو را كاملا نمي‌پوشاند و جهت چك كردن زخم و بررسي وضعيت پوست محل نسبت به قالب گچي بهتر بوده و كمتر عارضه ايجاد مي‌كند ولي ممكن است به عنوان درمان اوليه و قبل از معالجات اساسي به كار رود.

 

عوارض شكستگيها و گچ‌گيريها

بي‌حركتي ناقص محل شكسته،‌ خونرساني ناكافي به محل شكسته، فاصله بيش از حد بين قطعات شكسته، گيرافتادن بافت نرم بين قطعات شكسته، جابجايي قطعات شكسته، عفونتها و بيماريهاي متابوليك باعث يك سري عوارض در ترميم محل شكستگي مي‌شوند؛ كه به صورت حاد و مزمن ديده مي‌شود.

عوارض زودرس: صدمه شرياني، سندرم كمپارتمانتCompartment Syndrome، آمبولي چربي، ترمبوآمبولي وريديDVT، انعقاد منتشر داخل عروقيDIC=Disseminated Intravascular Coagulation، عفونت، شوك، انقباض به علت ايسكمي ولكمنVolkmann.

عوارض ديررس: تأخير در جوش خوردنDelayed Union، عدم جوش خوردنNonunion، بد جوش خوردنMalunion، استخوان‌سازي نابجاHeterotopicOssification، نكروز آواسكولار استخوانAvascular Necrosis of Bone.

براي تشخيص زودهنگام عوارض، بايد 5P را در نظر داشته، كنترل نمود. براي درمان و پيشگيري نيز بايد RICE را در نظر داشت.

دردPain، نبضPulse، مورمورParesthesia، فلجيParalysis، رنگPallor، 5P يا علامتي مي‌باشند كه كنترلشان مهم است. استراحتRest، كيسه يخIce، فشارCompression، بالا نگه داشتن عضوElevation، RICE مورد نظر در درمان هستند.

صدمات شرياني: به علت فشار ناشي از سفت بستن باند يا گچ و آسيبهاي خود حادثه عروق دچار له‌شدگي، ترمبوزه، پارگي، قطع شدگي و انقباض مي‌شوند. فقدان يا كاهش نبض، تورم، رنگ پريدگي يا كبودي در ديستال شكستگي نشانه‌هاي اين عارضه مي‌باشند.

سندرم كمپارتمان: كمپارتمان، ناحيه‌اي از بدن است كه از عضلات، اعصاب و عروق خوني تشكيل شده، غشاي فيبروزه‌اي آنها را احاطه نموده و از همديگر جدا مي‌كند. كمپارتمان يك فضاي بسته و محدود است. اين كمپارتمان يا به علت خونريزي و تورم داخل و يا ناشي از فشار گچ و پانسمان تحت فشار قرار گرفته و كاهش شديد و ناگهاني جريان خون آن باعث ايسكمي و نكروز بافت و در نتيجه اندام مي‌شود كه به آن سندرم كمپارتمان گويند. خطرناكترين عارضه آن قطع عضو است. علامت اصلي، درد عميق، ضربان‌داري است كه با مسكن‌ها برطرف نمي‌شود. بي‌حسي، مورمور شدن، تورم، رنگ‌پريدگي، بي‌نبضيPulselessness و تندرنس از علائم ديگر آن است. درمان: اگر علت گچ و پانسمان سفت باشد، بايد آزاد شود. اگر علت خونريزي و تورم خود غلاف كمپارتمان باشد، فاشيوتومي صورت مي‌گيرد.

 

آمبولي چربيFat Embolism: خطرناكترين عارضه شكستگي‌ها است ولي ناشايع. بالارفتن كاتكولامين‌ها و افزايش فشار داخل مغز استخوان باعث حركت اسيدهاي چرب و ايجاد قطرات چربي در جريان خون مي‌شود. در صورتيكه اين قطرات چربي در عروق كوچك تغذيه‌كننده ارگانهاي حياتي(ريه، مغز، كليه و ...) گير بيافتد باعث ايسكمي و علائم مي‌شود. علائم: در آمبولي ريه: هيپوكسي، تاكي‌پنه، تاكيكاردي، تبPyrexia، تنگي‌نفس، خس‌خس سينه، ويزينگ، آنژين قلبي، سرفه، خلط سفيد و فراوان، PaO2 كمتر از 60ميليمترجيوه، ادم ريه. در آمبولي مغزي: سردرد، بيقراري، دليريوم، كوما. پيشگيري: بي‌حركتي سريعتر شكستگي، حداقل دستكاري در شكستگي، حمايت از عضو در حين جابجايي، حفظ تعادل مايعات و الكتروليتها.

عفونت: ميكروب كزاز، پسودوموناس و باكتريهاي هوازي باعث عفونت و گانگرن گازي مي‌شوند. باكتريهاي هوازي، در زير پوست، يك سلوليت ايجاد مي‌كنند كه با ايجاد حبابهاي گاز در عضلات و زير جلد باعث عفونت و نكروز مي‌شوند. درمان: آنتي‌بيوتيك‌تراپي، شستشو، برداشتن نسوج مرده(گانگرنه)، باز كردن زخم و در معرض هوا قرار دادن آن است. اين عفونتها مي‌توانند باعث استئوميليت شوند.

شوك: در شكستگي، به علت خونريزي از عروق بزرگ و افزايش نفوذپذيري عروق كوچك، ممكن است شوك بوجود بيايد.

انقباض ايسكمي ولكمنVolkmann's Ischemic Contracture: اين عارضه در ناحيه مفصل آرنج و استخوانهاي ساعد ديده مي‌شود. در صورت اختلال در گردش خون ناحيه و ايسكمي طولاني‌مدت، عضله به تدريج جاي خود را به بافت فيبروزه و سفت مي‌دهد و باعث كشيدگي تاندونها و رشته‌هاي عصبي مي‌شود. دست حالتي به نام پنجه كلاغClaw Like پيدا مي‌كند.

 

انعقاد منتشر داخل عروقي: يك اختلال سيستميكي است كه با خونريزي وسيع، ميكروترومبوآمبولي و ايسكمي همراه است. علل متعددي دارد كه يكي از آنها تروماي وسيع بافت نرم است.

ترمبوز وريدهاي عمقي: كاهش انقباضات عضلاني و استراحت در بستر موجب ايجاد ترمبوز در وريدهاي اندام تحتاني مي‌شود. علائم آن درد، تورم، تغيير رنگ و زخم ناشي از استاز وريدي است.

ديرجوش خوردن: در اينجا زمان التيام طولاني است ولي در نهايت شكستگي التيام مي‌يابد. علل: اعمال فشار غيرطبيعي، عفونتها، تغذيه نامناسب، ديابت و بيماريهاي اتوايمن.

جوش نخوردن: در اينجا در محل شكسته حالتي ايجاد مي‌شود كه به آن مفصل كاذبPseudoarthrosis گويند. علل: عفونت ناحيه شكسته، گير افتادن بافت نرم بين دو انتهاي شكسته، بي‌حركتي ناكافي،‌ دستكاري محل شكسته، فضاي بيش از حد قطعات شكسته، اختلال در خونرساني. درمان: فيكساسيون داخلي، گرافت استخواني، تحريك الكتريكي، پيوند مغز استخوانBone Graft جهت تحريك استخوان‌سازي. استخوان پيوندي حاوي استئوبلاستهايي است كه ماتريكس را مي‌سازند. گرافت استخواني يا اتوگرافت و از خود فرد(ستيغ ايلياك) و يا آلوگرافت و از فردي ديگر است. تحريك الكتريكي باعث منفي شدن بافت استخواني و جذب املاح معدني(رسوب) مي‌شود.

بد جوش خوردن: جوش خوردن محل شكستگي با زاويه‌اي بيش از حد طبيعي و تغيير شكل عضو است. درمان: قبل از ترميم كامل، كشش و تجديد جااندازي و بي‌حركتي. بعد از ترميم، جراحي.

نكروز آواسكولار: زماني كه در اثر قطع جريان خون استخوان بميرد اتفاق مي‌افتد. علل: دررفتگي‌ها، پيوند استخوان، دوز بالاي كورتيكواستروئيدها، بيماري مزمن كليه، كم‌خوني داسي‌شكل. استخوان مرده ممكن است جذب شود. در گرافي كلاپس و روي هم خوابيدگي استخوان مشاهده مي‌شود. درمان: پيوند استخوان، پروتز، ثابت كردن مفصلArthrodesis.

بيماريهاي متابوليك استخوان/P>

عملكرد نامناسب غدد پاراتيروئيد، كمبود ويتامين، كمبود استروژن و سوءجذب مي‌توانند باعث اختلالاتي در بافت استخوان و عملكرد آن شوند. استئوپروز(پوكي استخوان)، استئومالاسي(نرمي استخوان) و بيماري پاژت جزء اين اختلالات هستند.

فقر استخوانOsteopenia: بيماري نيست، بلكه علامت و مفهومي است كه در مطالعات راديولوژيك كاربرد دارد و حالتي از بيماريهاي متابوليك است.علل: كاهش شكل‌گيري استخوان، ناكافي بودن معدني شدن(مينراليزاسيون) استخوان، از دست دادن شديد مواد معدنيDeossification.

پوكي استخوانOsteoporosis: استئوپروز از نظر لغوي يعني استخوان سوراخدار. اختلال متابوليك وابسته به سن مي‌باشد. در اين بيماري جذب استخوان سريعتر از ساخت مجدد آن است؛ بنابراين توده كلي استخوان كاهش يافته، متخلخل، شكننده و كم‌دوام شده و در اثر فشارهاي جزئي مي‌شكند. به آن، استخوان استئوپروتيك(مبتلا به استئوپروز) يا استئوپنيك(داراي تراكم كم) گويند. علل: ژنتيك(نژاد قفقازي، جنس زن، جثه كوچك)، سن(بعد از يائسگي، سن بالا، تستوسترون پايين در مردان، استروژن پايين در زنان، كلسي‌تونين پايين)، تغذيه(كلسيم ناكافي، ويتامين D ناكافي، فسفر زياد ناشي از نوشابه‌هاي گازدار)، فعاليت فيزيكي و سبك زندگي(بي‌تحركي، وزن پايين، مصرف كافئين و الكل، سيگار، دوري از نور خورشيد)، داروها(كورتيكواستروئيدها، داروهاي ضدصرع) و بيماريها(بي‌اشتهايي عصبي، پركاري پاراتيروئيد، سندرم سوءجذب). پيشگيري: استفاده از منابع سرشار از ويتامينD و افزايش جذب كلسيم، از دمينراليزاسيون(اتلاف املاح معدني)Demineralization جلوگيري مي‌كند. انجام ورزشهاي تحمل وزن و هوازي، سرعت تشكيل استخوان را افزايش مي‌دهد. درمان: با رفع علت زمينه‌اي، پيشرفت استئوپروز متوقف شده ولي بازگشت توده استخواني از دست رفته معمولا رخ نخواهد داد. داروهايي كه استفاده مي‌شوند عبارتند از: مكمل‌هاي كلسيم و ويتامينD، بيس‌فسفونات‌ها(آلندرونات، ريزدرونات، ايباندرونات، زولدرونيك)، كلسي‌تونين(باعث مهار فعاليت استئوكلاستها مي‌شود)، تركيبات انتخابي گيرنده‌هاي استروژني(رالوكسي‌فن)، داروهاي آنابوليك(تري‌پراتيد، باعث افزايش فعاليت استئوبلاستها مي‌شوند).

 

نرمي استخوان(استئومالاسي): در اينجا مينراليزاسيون ناكافي استخوان وجود دارد. علل: علت اصلي كمبود ويتامين D فعال يا كلسيتريولCalcitriol است. اين ويتامين جذب كلسيم را از روده افزايش و مينراليزاسيون استخوان را تسهيل مي‌كند. سندرم سوءجذب، سيلياك، انسداد مزمن مجاري صفراوي، پانكراتيت مزمن، برداشتن قسمتي از روده باريك، نارسايي كليه، مسموميت با فلزات سنگين، پركاري غده پاراتيروئيد، سوءتغذيه. پاتوفيزيولوژي: مشكلات گوارشي باعث دفع ويتامين D و كلسيم و چربي‌هاي از روده مي‌شوند. نارسايي كليه باعث اسيدوز و برداشت كلسيم از استخوان جهت تنظيم اسيديته خون مي‌شود. بيماريهاي ديگر دستگاه ادراري و مسموميت با فلزات سنگين باعث كاهش فسفات سرم و افزايش دمينراليزاسيون مي‌شوند. پركاري پاراتيروئيد باعث افزايش دفع فسفر و كلسيم از ادرار مي‌شود. علائم: نرمي و ضعف استخوان، درد، حساسيت به لمس، كماني‌شدن استخوانBowing of the Bone، شكستگي‌هاي پاتولوژيك، شكستگي‌ فشاري مهره‌ها و محو شدن صفحات انتهايي مهره‌ها، راه رفتن اردكيWaddling، لنگيدنLimping Gait. درمان: برطرف كردن عامل زمينه‌اي، حمايت از بيمار در حركت و جابجايي، اصلاح تغييرشكل‌ها با بريس يا جراحي.

بيماري پاژتPaget's Disease: بيماري موضعي استخوان است. پاتوفيزيولوژي: افزايش استئوكلاستها جذب استخواني را به صورت موضعي افزايش داده و براي جبران، استئوبلاستها نيز افزايش مي‌يابند. اين تخريب و ساخت مجدد باعث تشكيل استخواني با عروق فراوان و ضعيف مي‌شود كه مي‌تواند دچار شكستگي‌هاي پاتولوژيك شود. علائم: شكستگي، به هم خوردن راستاي مفاصل، آرتريت، درد، كماني شدن استخوان، راه رفتن اردكي، راه رفتن ميموني(جهت حفظ تعادل)، تندرنس، افزايش دماي ناحيه مبتلا، كاهش شنوايي يا وزوز و سرگيجه به علت رشد و فشار استخوانهاي جمجمه روي اعصاب. مطالعات آزمايشگاهي: افزايش سطح آلكالين‌فسفاتاز و دفع ادراري هيدركسي‌پرولين، نشاندهنده افزايش فعاليت استئوبلاستها است. در گرافي، الگوهاي بي‌نظمي و موزاييك‌مانند در استخوان مشهود است. بيوپسي استخوان جهت تشخيص افتراقي كمك‌كننده است. درمان: تسكين درد(آسپرين، ايندومتاسين، ايبوبروفن)، وسايل كمكي جهت راه رفتن، فيزيوتراپي، تعويض مفصل، سمعك، داروهاي ضداستئوكلاست(كلسي‌تونين، اتيدرونات).

ديگر بيماريهاي استخوانی

استئوميليتOsteomyelitis: عفونت استخوان را گويند. سه دسته دارد: انتشار عفونت توسط خون(هماتوژنوس)، انتشار عفونت از طريق جراحي، شكستگي باز و آسيب تروماتيك(كانتيگوس‌فوكوس)، عفونت به دليل نارسايي عروقي. فاكتورهاي هاي‌ريسك: سوءتغذيه، سالمندي، چاقي، نقص سيستم ايمني، ديابت، آرتريت‌روماتوئيد. پاتوفيزيولوژي: 50% عامل مسبب استافيلوكوك اورئوس است. استرپتوكوك، انتروكوك و سودومونا عوامل ديگرند. علائم: التهاب، ادم، تب و لرز، تاكي‌كاردي، كسالت، تندرنس. درمان: مايع‌درماني، رژيم پرپروتئين، پرويتامين، اصلاح كم‌خوني، آنتي‌بيوتيك وريدي 3 الي 6 هفته و خوراكي بعد از وريدي تا 3 ماه، دبريدمان استخوان عفوني در صورت عدم كنترل، كه حفره خالي شده با پيوند يا فلاپ عضلاني پر مي‌شود.

استئوآرتريتOsteoarthritis or Osteoarthrosis: روند اين بيماري در مفاصل پرتحرك و تحمل‌كننده وزن ديده مي‌شود و با تخريب پيش‌رونده غضروف مفصلي همراه مي‌باشد. رايج‌ترين نام آن استئوآرتريت ‌است وليكن با توجه به اينكه پسوند «يت» بر يك بيماري التهابي دلالت مي‌كند نامي بي‌مسمي است. استئوآرتروز بر يك روند فرسودگي دلالت مي‌كند كه به طور طبيعي با تشكيل استخوان ترميم مي‌شود؛ بنابراين اين نام بهتر است. پاتوفيزيولوژي: مفاصلي كه بيشترين فشار را تحمل مي‌كنند(زانو، ستون فقرات) بيشتر درگير مي‌شوند. با فشار زياد و مداوم مايع مفصلي كاهش يافته و سطوح استخواني به هم نزديك مي‌شوند. نبود مايع و اصطحكاك استخوانها باعث التهاب و ايجاد توده‌هاي سفتي روي سطح صاف استخوان مي‌شود كه به تدريج كلسيفه شده و ايجاد خارهاي استخواني به نام استئوفيت مي‌كند. اين استئوفيتها سطح استخوان را ناصاف كرده و با تحريك و فشار روي اعصاب باعث درد مي‌شوند. درمان: مصرف مسكن، ورزشهاي مخصوص، فيزيوتراپي و در صورت شدت تعويض مفصل.

 

نقرس: يك شرايط ژنتيكي از متابوليسم غيرطبيعي پورين است كه اورات ته‌نشين شده در مفاصل، اطراف مفاصل و بافت زيرجلدي باعث درد مي‌شود. در هر مفصلي رخ مي‌دهد ولي در پاها و ساق پا شايعتر است. علائم: درد مفاصل، دفورميتي، آرتريت، نفريت، سنگهاي ادراري، تب خفيف، توفي(پوست روي مفصل به علت رسوب اورات‌سديم، حالت گچي، اگزوداي سفيد يا چركي پيدا مي‌كند). علل: توليد زياد پورين، كاهش دفع اسيداوريك. درمان: داروهاي ضددرد و ضدالتهاب، رژيم غذايي غني از كربوهيدرات همراه با مايعات فراوان، اجتناب از تحمل وزن، داروهاي دفع‌كننده اسيداوريك(پروبنسيد، سولفين‌پيرازون)، داروهايي كه بازدارنده توليد اسيد‌اوريك هستند(آلوپورينول).

 

تومورهاي استخوانBone Tumor

تومورهاي استخوان و عضلات به دو دسته كلي اوليه(منشاء از خود استخوان) و ثانويه تقسيم مي‌شوند. تومورهاي اوليه نيز به كندروژنيكChondrogenic(منشاء از غضروف)، استئوژنيكOsteogenic(منشاء از استخوان)، فيبروژنيكFibrogenic و رابدوميوژنيكRabdomyogenic(منشاء از عضلات) تقسيم مي‌شوند كه هركدام خوش‌خيم و بدخيم دارند. تومورهاي خوش‌خيم شايعتر بوده و باعث مرگ نمي‌شوند مثل: استئوكندروم، انكندروم، كيستها، استئوئيد استئوما، رابدوميوما، فيبروما و تومورهاي سلول ژانت(ممكن است بدخيم شوند). تومورهاي بدخيم نادر ولي كشنده هستند مثل: استئوساركوم(شايعترين و كشنده‌ترين تومور بدخيم اوليه استخوان)، كندروساركوم(مربوط به غضروف هيالين)، ساركوم يوئينگ، فيبروساركوما، ليپوساركوما، رابدوساركوما. علت مرگ در تومورهاي بدخيم بيشتر متاستاز به ريه است. تومورهاي ثانويه اكثراً از پروستات، پستان، كليه و تيروئيد منشاء مي‌گيرند. متاستازهاي دوردست از طريق سيستم لنفاوي، جريان خون و بافتهاي اطراف وارد استخوان مي‌شوند. استخوانهاي ران، لگن، دنده‌ها و مهره‌ها محلهاي شايع درگير هستند. علائم: بدون علامت، درد، كاهش وزن، بي‌حالي، تب، شكستگي، اختلالات عصبي در تومور ستون فقرات(ضعف، اختلال در راه رفتن، پارستزي، پاراپلژي، احتباس ادراري، از دست دادن كنترل دفع). درمان: شيمي‌درماني،‌ راديوتراپي، جراحي. جراحي به صورت برداشت موضعي تا قطع كامل عضو انجام مي‌گيرد. تومور و بافت اطراف آن برداشته و با استفاده از يك پروتز يا بافتهاي استخواني(خود بيمار=اتوگرافت، جسد=آلوگرافتAllograft) جايگزيني صورت مي‌گيرد. براي جلوگيري از شكستگي در تومورهاي ثانويه، ميتوان از فيكساسيون داخل، تعويض مفصل و سيمان استخواني(ميتل‌متاكريلات) استفاده نمود. چون خونسازي نيز دچار اختلال مي‌شود، استفاده از فرآورده‌هاي خوني و فاكتورها نيز كاربرد دارد. هيپركلسمي نيز يكي از عوارض خطرناك تومورهاي استخوان است كه باعث ضعف عضلاني، بي‌اشتهايي، تهوع و استفراغ، يبوست، تغييرات قلبي و تغييرات ذهني مي‌شود.

اختلالات دست

سندرم كارپال‌تونلCarpal Tunnel Syndrom: ضايعه دردناك و شايع دست است كه بر اثر فشار روي عصب مديانMedian Nerve در مچ دست ايجاد مي‌گردد. علت نامشخص. علائم: سوزش و سوزن‌سوزن Ting Ling شدن در انگشتان شست، اشاره و مياني است. اين درد ممكن است به شانه، گردن و قفسه سينه بكشد. بررسي تشخيصي: نشانه تينلTinel's Sing مثبت(دق در مچ و روي عصب مديان باعث برق‌گرفتگي مي‌شود). نشانه فالن مثبت(سوزن‌سوزن شدن دست به دنبال خم شدن ناگهاني مچ). درمان: تزريق داخل‌مفصلي كورتيكواستروئيدها، مصرف خوراكي آنها، جراحي باز جهت آزادسازي عصب، جراحي با ليزر(شايعترين روش). بعد از جراحي بي‌حركتي با آتل بسيار اهميت دارد.

بيماري دوپوئيترينDupuytren's Contracture: تغيير شكل خميده انگشت چهارم، در ناحيه ابتدايي آن كه باعث فلكسيون انگشتان چهارم، پنجم و گاهي مياني مي‌شود. علل: علت اصلي نامشخص. احتمال ارثي بودن دارد. در نقرس، التهاب مفصل، ديابت، صرع و مصرف الكل بيشتر ديده مي‌شود. علامت: بافتي توده‌مانند و نوار انقباضي قابل‌لمس در شيار كف دستي(مقابل انگشت مبتلا) وجود دارد. درمان: تمرينات بازكننده انگشت، عمل جراحي و برداشتن اين نوار ضخيم.

گانگليونGanglion: شايعترين توده خوش‌خيم بافت نرم در دست است. علامت: ضايعه‌اي مدور و كيستيك، نزديك يا روي مفصل يا تاندونهاي مچ كه معمولا در پشت دست تظاهر مي‌يابد. سينوويوم اطراف تاندون تخريب شده كه باعث مي‌شود، غلاف تاندون ضعيف گردد. علائم: درد موضعي، توده قابل‌لمس و قابل‌حركت. درمان: آسپيراسيون گانگليون، تزريق كورتيكواستروئيدها، داخل آن، جراحي و برداشتن گانگليون. بعد از اين اقدامات، پانسمان فشاري و بي‌حركتي لازم است.

 

اختلالات پا

ميخچهCorn: رشد بيش از حد لايه شاخي اپيدرم به علت فشار را ميخچه گويند كه برآمده و برجسته است. اين فشار مي‌تواند از داخل مثل يك استخوان و ناهنجاري اسكلتال يا از خارج مثل كفش نامناسب وارد شود. شايعترين محل تشكيل آن انگشت پنجم پا است. درمان: جراحي كوچك(تراشيدن) تا برداشتن كامل، كفش پهن.

پينهCallus: ضخيم شدن لايه‌هاي پوست بخصوص لايه شاخي اپيدرم در اثر فشار و مالش مداوم را پينه گويند كه سفت و زبر و كمي برجسته‌تر از پوست اطراف است. درمان: حذف علت، استفاده از پماد تجزيه‌كننده بافتهاي شاخي(كراتوليتيك)، كف مناسب.

ناخن فرورفته در گوشتOnychocryptosis: فرو روفتن لبه ناخن‌هاي پا از طرفين و جلو در پوست است. علل: كوتاه‌كردن نادرست ناخن، فشارهاي خارجي(كفشهاي تنگ)، فشارهاي داخلي(دفورميتي انگشت)، تروماها، عفونت. درمان: كوتاه كردن ناخن به روش صحيح، شستشوي مرتب پا، استفاده از پمادهاي آنتي‌بيوتيك، مسكن، در صورت عدم درمان كشيدن ناخن، عمل جراحي پيشگيري‌كننده نيز وجود دارد.

هالوكس‌والگوسHallux Valgus(بونيونBunion): شايعترين اختلال پا است. انگشت شست پا به خارج يا به سمت انگشتان ديگر انحراف مي‌يابد. علائم: بيرون‌زدگي مفصل انگشت شست پا، برجستگي اولين استخوان كف پا از سمت شست، بورسيت، قرمزي، تورم، تندرنس. درمان: در صورتيكه بدون عارضه و التهاب باشد استفاده از كفشي متناسب با شكل پا، در صورتيكه التهاب وجود دارد استفاده از كورتيكواستروئيدها، اصلاح ظاهر پا و برطرف كردن علائم با جراحي(بونينكتومي).

پس‌كاووس يا پاچنبري(پنجه‌كلاغي) يا انگشت‌چكشيPes Cavus or Clowfoot or Hammer Toe: حالتي كه در آن قوس كف پا زياد مي‌شود و قدام آن(انگشتان) دچار تغيير شكل دائمي مي‌شود. در سطح خلفي انگشت ممكن است ميخچه و پينه ايجاد شود. علل: بيماري شاركوت‌ماري‌توث (يك بيماري عصبي‌عضلاني با آتروفي عضلات)، ديابت، سيفليس، ارث(سابقه فاميلي انگشت چكشي، آرتريت‌روماتوئيد). درمان: استفاده از بالشتكهاي مخصوص در كفش، برداشتن ميخچه، ورزشهاي كششي‌انفعالي(دورسي‌فلكسيون جلوي پا)، استفاده از وسايل ارتوپدي، تسكين درد، جراحي آرترودزArthrodesis(برداشتن سطوح مفصلي و جوش دادن دو استخوان به يكديگر).

نوروماي مورتونMorton's Neuroma: به معناي نروماي كف پايي يا التهاب اعصاب انتهايي انگشتان است. تورم شاخ جانبي اعصاب كف پايي مياني است. علل: تغييرات شريان انگشتي كف پا به دليل فشار كه منجر به ايسكي عصب مي‌گردد. علائم: درد ضربان‌دار سوزشي شديد در فضاي بين انگشتان سوم و چهارم. درمان: استفاده از كفش طبي يا قرار دادن پدهايي در ناحيه قوس‌دار كف پا، تزريق موضعي كورتيكواستروئيد، جراحي و برداشتن نوروم.

كف پاي صافFlat Foot or Pes Planus: در اينجا قوس طولي كف پا كاهش مي‌يابد. علل: مادرزادي، آسيب استخوان يا رباط كف پا، چاقي مفرط، خستگي عضلاني، پوشيدن كفشهاي نامناسب، آرتريت. علائم: احساس سوزش، خستگي، تورم، درد، راه رفتن ناهنجارClumsy Gait. درمان: انجام ورزشهاي تقويت‌كننده عضلات، ورزشهايي جهت بهبود وضعيت بدن و طرز راه‌رفتن، استفاده از ارتوزهاي مخصوص.

آمپوتاسيونAmputation: به جدا كردن قسمتي از بدن كه معمولا يك اندام است، قطع اندام يا آمپوتاسيون گويند. علل: بيماري عروقي پيشرونده(شايعترين)، ديابت، گانگرن گازي برق‌آسا، تروما، له‌شدگي، سوختگي، سرمازدگي، تغييرشكلهاي مادرزادي، استئوميليت مزمن، تومور بدخيم. در آمبوليها نيز ممكن است ترمبوفيلبيت باعث گانگرن يا سياه شدن عضو و قطع آن شود. در بعضي مواقع بيمار عضوي اضافي دارد كه بايد قطع شود. محل آمپوتاسيون توسط دو عامل تعيين مي‌شود: جريان خون عضو و عملكرد آن. مراقبتهاي قبل از عمل: آمادگي روحي بيمار، بررسي خونرساني اندام. وضعيت خونرساني اندام از طريق معاينه فيزيكي و مطالعات تشخيصي جهت تعيين محل قطع و التيام اندام بسيار مهم است. هدف از جراحي، حفظ حداكثر طول ممكن عضو است به طوري كه عملكرد عضو حفظ شده و جايگزيني اندام مصنوعي به خوبي امكان‌پذير باشد. در صورت امكان حفظ زانو و آرنج مطلوب است. انواع آمپوتاسيون: از شست، از پشت پاFour Quarter، آمپوتاسيون سايمSyme.A(مربوط به مچ پا)، آمپوتاسيون زير زانوBelow-Knee.A، آمپوتاسيون بالاي زانوAbove-Knee.A، آمپوتاسيون در سطح مفصل زانوKnee Disarticulation، آمپوتاسيون از مفصل هيپHip Disarticulation. بهترين محل قطع اندام تحتاني، زير زانو است. آمپوتاسيون سايم باعث زخم و استخوان اضافي مي‌شود. عوارض قطع عضو: خونريزي، عفونت، گسيختگي پوست، درد اندام خياليPhantom Limb Pain، كانتراكچر(جمع‌شدگي) مفصل. درمان بعد از قطع عضو: ترميم زخم ناشي از آمپوتاسيون و ايجاد يك استامپStump غيرحساس با پوستي سالم براي استفاده از پروتز، كنترل ادم، پانسمان فشاري محل قطع عضو. بازتواني عضو با استفاده از پروتز مناسب. در قطع عضو بالاي زانو بايد كارهاي زير انجام شود: پا را روي لبه عصا نگذارد. بيمار نبايد بالش زير كمر و پا بگذارد. قرار دادن بالش بين دو پا نيز ممنوع است. چون همه اين موارد در استفاده از پروتز اختلال ايجاد مي‌كند. اين بيماران روزي چند مرتبه به حالت Prone بخوابند. در قطع عضو زير زانو بايد كارهاي زير انجام شود: نبايد پايش را از تخت آويزان كند. در استفاده از صندلي چرخدار پاها بايد با تخته‌اي مستقيم شود. در نشستن، قرار دادن بالش زير حفره زانو ممنوع است. خوابيدن روي زانو ممنوع است. چون همه اين موارد باعث انكيلوز مفصل و اشكال در پروتزگيري مي‌شود. مواردي در مورد پروتز: قبل از پروتزگيري، ورزشهاي خاصي مثل با فشار روي استامپ از جا برخواستن انجام مي‌شود. در افراد ديابتي و چاق از پروتز استفاده نمي‌شود. كارآيي پروتز در اندام تحتاني بيشتر از اندام فوقاني است.

سجاد علی صوفی بازدید : 6345 جمعه 29 فروردين 1393 زمان : 7:23 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط جواد در تاریخ 1393/1/30 و 13:31 دقیقه ارسال شده است

خوب بود ممنون ازسایت کاربردی و خوبتون از این مطالب بیشتر بذارید
پاسخ : باشه حتما میزاریم ممنون از نظر تون

این نظر توسط قدیر در تاریخ 1393/1/30 و 13:29 دقیقه ارسال شده است

خیلی خوبه
پاسخ : ممنون خواهش میکنم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
Profile Pic
وبلاگ دانشجویان پرستاری زابل 95-پرستاری95-پرستاران زابل-دانشکده پرستاری زابل-اموزش پرستاری,Nursing Education,دانستنیهای پزشکی,گزارش کار جدیدترین و کاربردی ترین مباحث در زمینه پزشکی و پرستاری دستاورد های آن در وبلاگ ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظرتون درباه سایت چیه؟









    پیوندهای روزانه
  • آیشیک (74)
  • آرشیو لینک ها
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 118
  • کل نظرات : 30
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 17
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 44
  • بازدید امروز : 44
  • باردید دیروز : 135
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 554
  • بازدید ماه : 1,564
  • بازدید سال : 5,488
  • بازدید کلی : 372,309
  • کدهای اختصاصی
    بخش های مهم سایت
    سیستم مدیریت سما
    SEO Reports for nurs.rzb.ir
    چت روم
    لینک باکس