close
تبلیغات در اینترنت
جزوه ی بیماریهای گوارشی
loading...

وبلاگ دانشجویان پرستاری زابل 91

آناتومي و فيزيولوژي دستگاه گوارش آناتومي: دستگاه گوارش شامل اندامهايي جهت جويدن، بلع، هضم، جذب و دفع است. لوله گوارش حدود نه متر طول دارد. از دهان شروع و به مقعد ختم ميگردد و شامل دهان، حلق، مري، معده، روده کوچک، روده بزرگ و مخرج است. اندامهاي ضميمه مربوط به اين دستگاه دندانها،…

متن سوگندنامه پرستاري

خداوندا به درگاه پاک و مقدست شکر می گویم که الطاف بی پایانت را شامل حالم نمودی و مرا وارد حرفه ارزشمند پرستاری گردانیدی تا در سایه مهر تو خدمت به انسان ها را بر عهده گیرم در پیشگاهت و در حضور این جمع به کتابت ، قرآن کریم ، سوگند می خورم همواره در پی آن باشم که در خدمت به همنوعان خود، به احکام مقدس اسلام و حدود الهی پایبند بوده و با کمال بی طرفی و بدون تعصب رفتار کنم با توکل به درگاهت ،همواره در پی آن باشم تا صبور ، راستگو و درستکار بوده، به مقررات حرفه ای ام، وفادار بمانم با الگوگرفتن از حضرت زینب کبری ( س) از حقوق حرفه ای خود دفاع نمایم نیروی جسمانی ، عقلانی ، هنر و عواطف انسانی، توان مدیریتی و پژوهشی ام را در خدمت سلامت جامعه بکار گیرم . به خداوند تبارک و تعالی سوگند یاد می کنم و شرف و وجدان خویش را گواه می گیرم در پیشه تخصصی خود، همواره بیاموزم و در آموزش و به کارگیری آنچه فراگرفته ام دریغ نورزم.به عنوان یک فرد آگاه حرفه ای، با سایر اعضای تیم درمانی بهداشتی ، در اعتلای کیفیت خدمات کوشا باشم .پروردگارا سوگند یاد می کنم در مقابل دشواری ها و ناملایمات حرفه ای توانمند ، پاسخگو و مدافع باشم .پروردگارا سوگند یاد می کنم پیوسته بکوشم تا آنچه می کنم در راه پیشرفت کشور اسلامی عزیزم – ایران – و در رفع مشکلات جامعه بشری باشد

آمین يا رب العالمین

سخن مدیر

به نام او که به انسان توانایی تفکر و شیوایی بیان اعطا کرد و او را به عنوان اشرف مخلوقات خویش برگزید.

زیبایی های حاکم بر بدن انسان شگفتی آور است و انسانی که به مطالعه و درک آنها می پردازد هرگز چراغ هدایت خویش را خاموش نمی یابد و سرانجام ره به منزلگاه مقصود می سپارد.

طراحی این وبسایت قدمی کوچک در راه نگاه و شناخت علوم پزشکی و سلامتی است. امیدوارم این مجموعه برای تمامی دانش پژوهان، دانشجویان، پرسنل علوم پزشکی و عموم مردم مفید فایده باشد. اگرچه نیک میدانم این بضاعت اندک بری از کم و کاستی نیست و بر این باورم که نظرات اصلاحی و ارشادی و راهنمایی های شما عزیزان ، بر غنای علمی آن خواهد افزود

بازدیدکنندگان محترم میتوانند مطالب مورد نظرشان را در قسمت جستجو یا موضوعات پیدا کند...

باتشکر سجاد علی صوفی  دانشجوی رشته ی مقدس پرســـــــــــــــــــــــــــــــتاری

آخرین ارسال های انجمن


دستگاه گوارش

آناتومي و فيزيولوژي دستگاه گوارش 
آناتومي: دستگاه گوارش شامل اندامهايي جهت جويدن، بلع، هضم، جذب و دفع است. لوله گوارش حدود نه متر طول دارد. از دهان شروع و به مقعد ختم ميگردد و شامل دهان، حلق، مري، معده، روده کوچک، روده بزرگ و مخرج است. اندامهاي ضميمه مربوط به اين دستگاه دندانها، غدد بزاقي، کبد و مجاري صفراوي و پانکراس هستند. دستگاه گوارش از ابتدا تا انتها در سه حفره مدياستن، پريتوئن و لگن قرار گرفته‌اند. آناتومي دهان: لبها، زبان، دندانها، غدد بزاقي، کام سخت و کام نرم. امتداد کام نرم در ته حفره دهان، در قسمت فوقاني، زبان کوچک را ميسازد. زبان به وسيله چيني که از غشاي مخاطي است به کف فک تحتاني متصل است(فرنولوم). غدد بزاقي سه جفت‌اند: پاروتيد(بناگوشيParotid)، تحت‌فکي(Submandibular) و زيرزباني(Subligual). مجراي غدد پاروتيد(بناگوشي) در مقابل دندان آسياي بالايي باز مي‌شود و 5 سانتيمتر طول دارد. مجراي غدد زيرزباني و تحت‌فکي کف دهان باز مي‌شود. مهمترين آنزيم موجود در بزاق نوعي آميلاز به نام پتيالين است که نشاسته را به مالتوز تبديل ميکند. اين آنزيم در فوندوس معده نيز يافت مي‌شود. عمل اصلي دهان تبديل مواد غذايي به لقمه غذايي و رساندن آن به حلق است. روزانه 1تا2 ليتر بزاق ترشح مي‌شود. مرکز ترشح بزاق در بصل‌النخاع است. PH بزاق کمي اسيدي(8/6-3/6) است. آناتومي حلق: چهارراهي است که از يک طرف به حفره دهان و بيني و از طرف ديگر به مجاري ناي و مري مرتبط است. عمل اصلي آن هدايت لقمه غذايي از دهان به مري ميباشد. با حرکت لقمه، حفره بيني توسط زبان کوچک و ورودي ناي توسط اپيگلوت بسته مي‌شود. آناتومي مري: لوله عضلاني توخالي که پشت ناي قرار گرفته و از مهره 6 گردني شروع و به مهره 11 سينه‌اي ختم مي‌شود. عمل اصلي مري عبور لقمه غذايي از دهان به معده است. مري در انتها دريچه‌اي دارد(کاردياCardia) که به معده وصل مي‌شود و جهت اتصال به معده 5 سانتيمتر به طرف چپ منحرف ميگردد. ابتداي مري نيز اسفنگتري وجود دارد که از ورود هوا جلوگيري ميکند. آناتومي معده: متسع‌ترين قسمت دستگاه گوارش است. بين 2 دريچه کارديا و پيلور(Pyloric Sphincter) قرار گرفته است. به شکل j يا G است. انحناي محدبش به سمت چپ بدن است. با توجه به فيزيولوژي به سه منطقه فوندوس، جسم و آنتر تقسيم ميشود. 4 لايه دارد ولي عضلاتش سه قسمت طولي، حلقوي و مورب دارند. سه نوع سلول در معده در حال ترشح ميباشند: سلولهاي گردني يا موکوسي(ترشح موکوس)، سلولهاي اصلي يا زيموژن(ترشح آنزيم پپسينوژن) و سلولهاي جانبي، پاريتال يا اکسي‌تونيک(ترشح اسيد کلريدريک و فاكتور داخلي). براي ساخت اسيد ابتدا يونهاي هيدروژن به لومن معده مي‌ريزد، سپس يونهاي كلر كه از خون جذب مي‌شوند با هيدروژن واكنش داده و اسيد معده(HCL) ساخته مي‌شود. غدد معده نيز آنزيم گاسترين را به خون ميريزند(تحريک اشتها و ترشح اسيد). پپسينوژن توسط HCL فعال شده(پپسين) و باعث تبديل پروتئين‌ها به پپتين ميگردد. کارکرد اسيد معده: اسيديته مورد نياز آنزيمهاي معده – مرگ باکتريها – کنترل روي دريچه پيلور – توقف اثر پتيالين – تبديل پپسينوژن به پپسين. مخاط معده توسط موكوس و يونهاي بي‌كربنات از آسيب اسيد محافظت مي‌شود. آناتومي روده باريک: سه قسمت دئودنوم(دوازدهه)، ژژنوم و ايلئوم دارد. طول آن 6 متر است. دئودنوم به شکل C است که تحدبش به طرف راست شکم است و 25 سانتيمتر طول دارد. کبد، کيسه صفرا و پانکراس به اين قسمت باز مي‌شوند. به جزء دئودنوم، ژژنوم، دوپنجم و ايلئوم، سه‌پنجم بقيه روده باريک را شامل مي‌شود. عمل اصلي دئودنوم تبديل مولکولهاي درشت و غيرقابل جذب مواد غذايي به مولکولهاي قابل جذب است. آنزيم‌هايي مثل تيريپسين(تبديل پروتئين‌ها به پلي پپتيدها)، آميلاز(تبديل نشاسته به مالتوز و دکسترين)، ليپاز(تبديل چربي به اسيدهاي چرب و گليسرول) از پانکراس و آنزيمهايي مثل آنتروکيناز(تبديل تريپسينوژن به تريپسين-نوع فعال آن)، پپتيداز(تبديل پلي‌پپتيدها به اسيدهاي آمينه)، مالتاز(تبديل مالتوز به گلوکز)، سوکراز(تبديل ساکارز به فروکتوز و گلوکز) و لاکتاز(تبديل لاکتوز به گالاکتوز و گلوکز) از خود روده در اين امر دخيل هستند. بيشتر هضم و تقريبا تمام جذب در طول مسير روده باريک به وسيله پرزهاي روده انجام مي‌شود. پرزها(Villus) يك رگ لنفاتيك به نام لاكتيل و عروق خوني دارند. آناتومي روده بزرگ: شامل سکوم، کولون و رکتوم است. کولون خود به کولون راست صعودي(15 سانتيمتر)، کولون عرضي(50 سانتيمتر)، کولون چپ نزولي(25 سانتيمتر) و کولون سيگموئيد(40 سانتيمتر) تقسيم مي‌شود. در امتداد کولون سيگموئيد، رکتوم(12 سانتيمتر) قرار دارد که از ديافراگم لگني عبور کرده و به مجراي آنال(آنال کانال) تبديل ميگردد و در انتها به مقعد(آنوس) ميرسد. زائده کرمي‌شکل و کور آپانديس در قسمت تحتاني سکوم به طول تقريبي 9 سانتيمتر(2-20 سانتيمتر) قرار دارد. عمل اصلي روده بزرگ جذب آب و املاح معدني و دفع است. روده بزرگ آنزيم گوارشي و پرز ندارد. مدفوع دو قسمت مايع و جامد دارد. 50% قسمت جامد سلولز و 50% باکتريها و سلولهاي مرده دستگاه گوارش است. معده و قسمت اعظم روده‌ها در حفره صفاق(پريتوئن) قرار دارند. کليه‌ها، پانکراس و دئودنوم در پشت صفاق قرار دارند. چيني از صفاق به نام مزانتر(Mesenter) روده ها را به ديواره خلفي بدن متصل کرده است. عضلات طولي روده بزرگ کوتاهتر از طول روده‌اند و باعث ايجاد نوارهايي به نام تنياکولي(Taeniae coli) مي‌شوند و در طول روده کيسه‌هايي به نام هاسترا(Haustra) ايجاد مي‌کنند.  

فيزيولوژي: ديواره(از حلق تا مخرج) 4 لايه دارد: مخاط(Mucosa)، زيرمخاط(Submucosa)(شامل عروق خوني، لنفي، اعصاب و غدد موکوسي)، عضلات(Muscularis)(طولي و حلقوي) و آبشامه که در حلق و مخرج به ادوانتيتين(Advantitin) و بقيه لوله گوارش سروز(Serous) معروف است. بين عضلات حلقوي در داخل و طولي در خارج شبکه عصبي ميانتريک يا اورباخ قرار دارد(جهت حركات). اعصاب مايسنر نيز در لايه زيرمخاط قرار دارند(جهت انقباض غدد مترشحه). عروق، لنف و اعصاب اتونوم لوله گوارش(سمپاتيک و پاراسمپاتيک) در لايه سروزي قرار دارند. پاراسمپاتيک افزاينده و سمپاتيک کاهنده حرکات و ترشحات دستگاه گوارش است. سمپاتيک استثنائاً انقباض بعضي از اسفنگترها را تشديد ميکند. خون‌دهي احشاي شکمي دستگاه گوارش توسط آئورت شکمي و انتهاي آئورت سينه‌اي صورت ميگيرد و خون خروجي توسط سياهرگ باب(پورتPortal) به کبد ميرسد تا قبل از توزيع در بدن، مواد غذايي متحمل يک سري فرايندهاي متابوليکي گردند. عضلات دستگاه گوارش از نوع صاف و غيرارادي هستند که با انقباضات خود حرکات موجي‌شکلي(پريستالتيکPeristaltic) را به طرف انتهاي مسير به وجود مي‌آورند و باعث حرکت مواد غذايي در طول مسير ميگردند. هورمونهاي گوارشي تماماً پپتيدي هستند که مهمترين آنها عبارتند از: گاسترين(از غدد معده)، کوله‌سيستوکينين(از مخاط ژژنوم جهت انقباض کيسه صفرا)، سکرتين(از مخاط دئودنوم جهت ترشح بيکربنات)، سوماتوستاتين، استيل‌کولين، هيستامين(محرک فعال شدن گاسترين و استيل‌کولين و ترشح اسيد معده) و نوراپينفرين. موكوس نقش نرم و لزج كردن غذا و حفاظتي(در معده جلوگيري از آسيب جدار توسط اسيد) دارد. اعمال لوله گوارشي: گوارش با جويدن(Chewing) غذا در دهان شروع مي‌شود. بعد از آماده شدن گلوله غذايي نوبت بلع(Swallowing or Deglutition) است که توسط حلق انجام مي‌شود؛ البته بلع دهاني و مروي نيز داريم. از مري به بعد حرکات دستگاه گوارش آغاز ميگردد که دو نوع مخلوط‌کننده و پيش‌برنده هستند. علت اصلي اين حرکات انقباضات دودي شکل(پريستالتيک) عضلات است. حرکات دودي در معده در ابتدا ضعيف بوده و باعث مخلوط کردن غذا مي‌شوند و توليد کيموس معدي را ميکنند. وقتي سوپ معدي(کيموس) آماده شد(PH به حد مناسب رسيد) اسفنگتر پيلور باز مي‌شود. حرکات در روده کوچک قطعه‌قطعه‌اي(Segmentation) بوده و در روده بزرگ کيسه‌اي(Haustration) ميباشد. با ورود غذا به هر قسمت از لوله گوارش اعصاب ميانتريک باعث انقباض در بالا و شلي در پايين(شلي پذيرندهReceptive Relaxation) آن مي‌شوند. رفلکس ميانتريک و حرکات دودي به سوي مخرج را «قانون روده» گويند. ورود مقداري كيموس(Chyme) به روده باعث تحريك رفلكس روده‌اي-معده‌اي و هورمون‌هاي روده‌اي-معده‌اي ميگردد. هورمون‌هاي آنتروگاسترين، سكرتين و كوله‌سيستوكينين با اتساع و تغيير در اسيدته دئودنوم از روده به خون ريخته، به معده رسيده و باعث مهار آن ميشوند. فاكتور داخلي يك گليكوپروتئين است كه در معده ساخته شده و در ايلئوم جهت جذب ويتامين ب12 ضروري است. كمبود اين ويتامين باعث كم‌خوني شديد(آنمي پرنيشيوزPernicious) مي‌شود. 
تقسيم‌بندي شكم: با دو روش مي‌توان شكم را يا به 4 قسمت و يا به 9 قسمت تقسيم كرد. اين عمل جهت آدرس‌دهي احشاء داخلي و تشخيص بهتر محل استقرارشان مي‌باشد. براي تقسيم شكم به 4 ناحيه دو خط يكي از زائده گزيفوئيد تا سمفيز پوبيس به طور عمود و يك خط افقي از ناف كشيده ميشود. اين 4 ناحيه ربع فوقاني راست، ربع فوقاني چپ، ربع تحتاني چپ و ربع تحتاني راست نام دارند. در استفاده از روش دوم دو خط عمودي از نقطه وسط رباطهاي اينگوئينال (خط ميدكلاويكولار) و دو خط افقي كه يكي در سطح لبه دنده هاي پاييني و ديگري همسطح خار ايلياك كشيده شده است را در نظر ميگيريم. 
تقسيم‌بندي به روش چهارتايي 
تقسيم‌بندي به روش نه تايي 

ربع فوقاني چپ 
ربع فوقاني راست 
هيپوكندرياك چپ 
اپي گاستريك 
هيپوكندرياك راست 
لومبار چپ 
امبليكال(نافي) 
لومبار راست 
ربع تحتاني چپ 
ربع تحتاني راست 
اينگوئينال چپ 
ايلياك چپ 
هيپوگاستريك 
پوبيس 
اينگوئينال راست 
ايلياك راست 
تاريخچه سلامت، معاينات فيزيكي، تست‌هاي تشخيصي و علايم شايع 
در ارزيابي دستگاه گوارش، مرور مشخصات كلي فرد نظير سن، جنس و مذهب كمك‌كننده مي‌باشد. جهت گرفتن يك تاريخچه درست از بيمار بررسي و يادداشت اين موارد بايد مد نظر قرار گيرد: شكايت اصلي(Chief Complaint)، شروع مشكل(Onset)، طول مدت، كيفيت و مشخصات، شدت، موضع درگير، عوامل مساعدكننده، فاكتورهاي برطرف‌كننده، علائم همراه، سوابق پزشكي قبلي، بيماريها و بستري، سوابق دارودرماني، سوابق آلرژي، شرح حال فاميلي(سوابق خانوادگي)، وضعيت زندگي و رواني-اجتماعي، عادات(Habits) و در آخر بررسي ارگانها(R.O.S). پرستار بايد در مورد سوابقي نظير تغيير عادت روده‌اي(Bowel habits)، خونريزي دستگاه گوارش، زردي، كوليت، كاهش وزن قابل‌توجه و غيرقابل توجيه، مصرف داروهايي مثل آسپرين، مسهل‌ها، آنتي‌اسيدها و تنقيه نيز سؤالاتي مطرح كند. بعضي علائم همراه با مشكل كه بيمار اظهار مي‌دارد عبارتند از: تهوع، استفراغ، يبوست(Constipation)، درد معده(گاستريت)، درد شكم، اسهال، اتساع شكم، نفخ(Flatulence)، سوزش سر دل(Heartburn)، بلع سخت(Dysphagia)، سوءهضم(Dyspepsia)، خشكي دهان، بوي بد دهان(Halitosis)، زخم دهان، بلع دردناك(Odynophagia)،‌ عدم تحمل غذا، استفراغ خوني(Hematemesis)، آروغ زدن(Belching)،‌مدفوع سياه(Melena)، درد كرامپي شكم، خارش يا سوزش مقعد و خونريزي از ركتوم. 
جهت معاينه فيزيكي شكم از چهار تكنيك هر 4 تكنيك به كار مي‌رود ولي بر خلاف نقاط ديگر بدن در اينجا نميتوان ابتدا از لمس و دق استفاده كرد چونكه باعث افزايش حركات دستگاه گوارش مي‌شود و بقيه تكنيكها را مخصوصاً سمع را تحت تأثير قرار مي‌دهد. ابتدا مشاهده صورت ميگيرد. پوست شكم بايد صاف، يكنواخت و همراه با مقداري مو باشد. محيط شكم بسته به فرم بدني، به صورت صاف يا مقعر و گرد ديده مي‌شود. ناف طبيعي مقعر و در خط وسط شكم است. 
مواردي كه در معاينه و مشاهده شكم بررسي ميگردد 
1- تقارن: عدم تقارن در شكم ميتواند ناشي از بزرگي يك عضو يا توده، كيست يا انسداد روده باشد. برآمدگي پهلوها معمولا در آسيت ديده ميشود. تحدب شكم(برآمدگي متقارن و افزايش يافته شكم) غيرطبيعي است. تحدب بيش از حد به علتهاي مختلف حادث ميشود(7F): چاقي(Fat)، مايع(Fluid)، نفخ(Flatus)، جنين(Fetus)، مدفوع(Fecese)، بدخيمي(Fatal Growth) و تومورهاي فيبروزه(Fibroid Tumor). 
2- عضله مستقيم شكم(Rectus Abdominis Muscles): بيمار سر و شانه هاي خود را از تخت معاينه بالا مي آورد، تقارن شكم بدون هيچگونه تغيير شكلي باقي ميماند. هيچ برآمدگي به طور موازي در طول ناف يا بين عضلات مستقيم شكمي مشاهده نميگردد. 
3- پيگمانتاسيون و رنگ پوست شكم: از نظر رنگ و پيگمانتاسيون يايد يكنواخت باشد. پوست زردرنگ همراه با آبي رنگ شدن اطراف ناف نشانه خونريزي در حفره پريتوان است(علامت كالنCullen's Sign). برجسته بودن وريدهاي شكمي نيز در سيروز كبدي ديده ميشود. 
4- اسكار(Scars): در حالت طبيعي هيچگونه اسكاري روي شكم وجود ندارد. 
5- استريا: همان كشش هاي پوستي و خطوط آتروفيك هستند كه با كشش ناگهاني پوست شكم مثل ادم و يا كشش طولاني‌مدت، مثل تومورهاي شكمي، چاقي، آسيت و حاملگي به وجود مي‌آيند. 
6- ضربانات: به طور كلي ضرباني در روي شكم ديده نميشود ولي در افراد لاغر ممكن است در ناحيه اپي گاستر ضربان آئورت شكمي ديده شود كه طبيعي است. 
7- ناف(Umbilicus): در حالت طبيعي فرورفته، مقعر و زير سطح شكم قرار گرفته است. 
براي سمع شكم از ديافراگم گوشي پزشكي استفاده مي‌شود. صداي روده‌ها و عروق شكمي بررسي ميگردد. صداهاي طبيعي روده‌ها 15-5 بار در دقيقه شنيده مي‌شود. بيش از 15 بار افزايش حركات و كمتر از 2 بار كاهش حركات را گزارش مي‌كند. صداهاي روده‌اي(Bowel Sound) هميشه از ناحيه دريچه ايلئوسكال در ربع تحتاني راست قابل سمع هستند. عدم سمع صدا مشخص‌كننده توقف حركات روده‌اي است. صداهاي ضعيف بيانگر كاهش حركات است و معمولا با دستكاري شكم در طي جراحي، التهاب، ايلئوس فلجي و يا انسداد طول‌كشيده ديده ميشود. صداهاي قوي بيانگر افزايش حركات روده‌اي است و معمولا با اسهال، مراحل اوليه انسداد و استفاده از مسهل‌ها ديده ميشود. براي سمع صداهاي عروقي و ضربانات از قسمت بِل گوشي استفاده ميشود. در دق قسمتهاي توپر صداي دال(مات) و توخالي صداي تمپانيك و رزونانس(بسته به مقدار گاز و مايع) دارد. غالب‌ترين صدا، صداي تمپان است؛ چون در معده و روده مقدار زيادي هوا وجود دارد. لمس به دو صورت سطحي و عمقي انجام ميگيرد. جهت لمس به نرمي 1 تا 2 سانتيمتر بر روي شكم و قسمتهاي مختلف به صورت قرينه فشار آورده، به دنبال توده‌ها، نواحي حساس و دردناك مي‌گرديم. با لمس عمقي اندازه و شكل ارگان‌ها نيز سنجيده مي‌شود. نواحي دردناك در آخر لمس مي‌شوند. چند معاينه اختصاصي جهت تشخيص آپانديسيت عبارتند از نشانه روزينگ(Rovsing Sign)، نشانه پسواس(Psoas Sign) و نشانه ابتراتور(Abturator Sign). دو نشانه ديگر داريم كه عبارتند از: نشانه حساسيت برگشتي(Rebound Tenderness) و نشانه مورفي(Murphy Sign). 
برآمدگي‌هاي موضعي در جدار شكم و معاينات 
فتق نافي: برآمدگي از ميان يك حلقه نافي معيوب. 
فتق محل برش جراحي: بيرون زدگي احشاء شكمي از ميان جوشگاه جراحي است. 
دياستاز ركتوس: بعد از زايمانهاي زياد، چاقي و بيماريهاي مزمن ريه احتمال جدا شدن دو عضله ركتوس از يكديگر وجود دارد و زمانيكه بيمار سر و شانه‌هاي خود را بلند ميكند محتويات شكمي بالا آمده و شكم متورم ميشود كه البته مشكل باليني ايجاد نمي‌كند. 
ليپوم: توده‌هاي چربي(تومورهاي خوش‌خيم چربي) هستند. 
چربي: شايعترين علت برآمدگي شكم است؛ در افراد چاق اين مشكل وجود دارد و ناف ممكن است توررفته به نظر برسد. 
تومور: توده‌اي توپر و ماتيته است. مثانه متسع و برجسته با تومور در لمس شبيه هم ميباشند. 
گاز: اتساع گازي به صورت موضعي و منتشر ديده ميشود.در دق تمپان است. ممكن است شكم حالت موج‌دار شود. 
حاملگي: با سمع صداي قلب جنين ميتوان به حاملگي پي برد. 
مايع: تجمع مايع در شكم را آسيت گويند. هميشه آسيت در پايينترين قسمت شكم جمع ميشود و در دق ماتيته است. ناف ممكن است بيرون‌زده باشد. با پهلو به پهلو شدن بيمار مايع حركت كرده و ماتيته متحرك داريم. 
تست‌هاي تشخيصي 
مهمترين تست‌هاي تشخيصي دستگاه گوارش عبارتند از: تستهاي مدفوعي(خون مخفي، تخم انگل، كشت مدفوع، وجود چربي در مدفوع)، تستهاي آزمايشگاهي(RBC, Hb, Hct, K, Na, Ca, CEA, D-G)، آزمايشات راديوگرافيكي(گرافي ساده، بلع باريوم، تنقيه باريوم، توموگرافي كامپيوتري، آندوسكوپي، كولونوسكوپي، بيوپسي، آناليز معدي، تست برن‌اشتاين، سونوگرافي، ام‌آرآي). 
خون مخفي در مدفوع: در سرطان‌هاي دستگاه گوارش معمولاً قبل از هر علامتي، آزمايش مدفوع از نظر حضور خون در آن مثبت مي‌شود. به آن تست گاياك و Occult Blood نيز مي‌گويند. 
تخم انگل در مدفوع: جهت شناسايي عفونتهاي روده‌اي ناشي از انگل‌ها مدفوع از نظر تخم آنها مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. معمولاً سه نمونه از مدفوع ارسال ميگردد. به آن تست Occult Parazit نيز مي‌گويند. 
كشت مدفوع: جهت شناسايي ارگانيسم‌هاي پاتوژن كشت انجام مي‌شود و اگر جواب منفي بود با استفاده از ميكروسكوپ الكتروني به دنبال ويروسها ميگرديم. 
چربي در مدفوع: به صورت طبيعي چربيها قبل از رسيدن به روده بزرگ كاملاً جذب مي‌شوند. مدفوع چرب(Steatorrhea) به علت بيماريهاي هضم و جذب است. 
گرافي ساده شكم: جهت رويت ارگان‌هاي شكمي به خصوص كولون‌ها گرفته مي‌شود. 
بلع باريوم: جهت بررسي قسمت‌هاي فوقاني دستگاه گوارش(مري، معده، دوازدهه و ژژنوم) و شناسايي تنگي‌ها، زخم‌ها، تومورها، پوليپ‌ها و فتق‌ها بيمار ماده حاجب راديواوپاك(باريوم) را ميل كرده و گرافي گرفته مي‌شود. در يك نوع بلع باريوم به نام ترانزيت روده باريك گرافي‌هاي سري از بيمار طي زمانهاي مختلف بعد از بلع ماده حاجب از بيمار گرفته مي‌شود. براي اين آزمايش بيمار به مدت 6 ساعت NPO ميگردد. 
تنقيه باريوم: جهت بررسي قسمت‌هاي تحتاني دستگاه گوارش(كولون‌ها و ركتوم) و شناسايي تومورها، ديورتيكول، انسداد، التهاب، كوليت‌اولسروز و پوليپ‌ها ماده حاجب راديواوپاك(باريوم) از راه ركتوم وارد شده(انما) و گرافي‌ها گرفته مي‌شود. براي اين آزمايش بيمار از 2 روز قبل رژيم كم‌باقيمانده(Low residue) مي‌خورد و از شب قبل NPO مي‌شود. توجه شود كه هوا خود نوعي ماده حاجب است. 
توموگرافي كامپيوتري(C-T Scan): معمولاً جهت ميزان انتشار موضعي تومورها به كار مي‌رود وليكن جهت شناسايي توده‌ها، كيست‌ها و آبسه‌ها كاربرد دارد. از همان اشعه X استفاده مي‌شود ولي گرافي‌ها به صورت مقاطع عرضي چاپ مي‌شود. 
ام‌آرآي(Magnetic Resonance Imaging): مثل سي‌تي‌اسكن گرافي‌ها به صورت مقاطع عرضي است ولي به جاي استفاده از اشعه،‌ از امواج مغناطيس استفاده مي‌گردد. بافتهاي نرم و عروق در M.R.I بهتر مشخص مي‌شوند. 
اولتراسونوگرافي: امواج صوتي به بدن فرستاده و برگشتشان روي صفحه نوسان‌نگار(Oscilloscope) نشان داده مي‌شود. جهت تشخيص مايعات، توده‌ها، بافت چربي و هماتوم كاربرد دارد. گازهاي روده با اين تكنيك تداخل مي‌كنند؛ بنابراين در بيمار NPO تشخيص بهتر داده مي‌شود. 
بيوپسي: نمونه‌برداري(برداشتن نمونه سلولي) از محل ضايعه، به افتراق ضايعات خوش‌خيم از بدخيم كمك مي‌كند. نمونه‌ها براي بررسي به آزمايشگاه پاتولوژي ارسال مي‌شوند. 
آناليز معدي: جهت سنجش مقدار ترشحات اسيدكلريدريك و پپسين معده از اين آزمون استفاده مي‌شود. با گذاشتن لوله نازوگاستريك براي بيماري كه حدود 12 ساعت چيزي نخورده است و ساكشن ترشحات معده آناليز ترشحات انجام ميگيرد. بيماريهايي مثل زخم دوازدهه،‌ سندرم زولينجر-اليسون، كارسينوم معده و كم‌خوني مهلك با اين روش تشخيص داده مي‌شوند. افزايش بارز اسيد نشانه سندرم زولينجر-اليسون، افزايش متوسط آن نشانه زخم دوازدهه و كاهش اسيد دليلي بر زخم يا كارسينوم معده است. 
تست برن‌اشتاين: جهت بررسي علت درد سينه كه مشكوك به آسيب مخاط مري باشيم استفاده مي‌شود. با لوله نازوگاستريك محتويات معده تخليه مي‌شود و بعد به طور متناوب، نرمال‌سالين و اسيدكلريدريك 1/0 درصد وارد قسمت تحتاني مري مي‌شود. عدم درد سينه نشانه منفي بودن تست است و بايد به دنبال علتهاي ديگري گشت. 
تستهاي خوني: آنتي‌ژن كارسينوامبريونيك(CEA) يك گليكوپروتئين است كه افزايش آن در خون نشانه سرطان كولوركتال است. دي-گزيلوز يك مونوساكاريد است كه در روده باريك جذب مي‌شود و تست جذبي D-G در تشخيص سوءجذب به كار مي‌رود. 
آندوسكوپي: معني تحت‌الفظي آن ديدن داخل دستگاه گوارش مي‌باشد؛ يا از راه دهان يا مقعد. 
آندوسگوپي دستگاه گوارش فوقاني بسته به اينكه لوله آندوسكوپ تا چه قسمتي پيشروي كند به نامهاي ازوفاگوسكوپي(ديدن مري)، ازوفاگوگاستروسكوپي(ديدن مري و معده) و ازوفاگوگاسترودئودنوسكوپي(ديدن مري، معده و دوازدهه) مي‌باشد. جهت مبتلايان به خونريزي گوارشي، آسيب مري، ديسفاژي، درد سينه و درد اپي‌گاستر كاربرد دارد. بيمار بايد NPO باشد. قبل از انجام كار، مسكن، آرامبخش يا مواد مخدر به بيمار داده مي شود. دندان مصنوعي بيرون آورده و ته حلق با اسپري بي‌حسي موضعي داده مي‌شود تا رفلكس گگGagging تحريك نشود. با بي‌حسي حلق بيمار قادر به بلع بزاق دهان نيز نيست. لوله آندسكوپ وارد شده و ضمن رويت جداره‌ها در صورت ضايعه نمونه مخاط جهت آزمايش برداشته مي‌شود. 
آنتروسكوپي: ديدن قسمتهاي ديگر دستگاه گوارش فوقاني(بعد از دئودنوم تا ايلئوم) با آندوسكوپ امكان‌پذير نيست. در اينجا از سه روش استفاده ميگردد. 1-لوله بلند تك بالني: لوله‌اي است كه از راه دهان به دئودنوم رسانده و بالن سر آن باد شده و گذاشته مي‌شود تا خودش با حركات دودي پيش برود. اين روش زمانبر است و نياز به بستري دارد. دوربين سر لوله با پيشروي قسمتهاي مختلف ژژنوم و ايلئوم را نشان مي‌دهد. 2-لوله بلند دو بالني: مثل لوله قبل است ولي داراي دو بالن است كه توسط پزشك به صورت متناوب خالي از باد و پر ميگردد؛ كه با سرعتي بيشتري به پيش برده مي‌شود. 3-استفاده از كپسول الكترونيكي: به بيمار خورانده شده و تصاوير را به صورت بي‌سيم به بيرون از بدن ارسال مي‌كند. 
آندوسكوپي دستگاه گوارش تحتاني به نامهاي آنوسكوپي(ديدن مقعد و آنال‌كانال)، سيگموئيدوسكوپي يا پروكتوسيگموئيدوسكوپي(ديدن ركتوم و كولون سيگموئيد) و كولونوسكوپي(ديدن ركتوم و تمام قسمتهاي كولون) مي‌باشد. در بيماراني كه سابقه يبوست مزمن، اسهال مزمن يا خونريزي دارند انجام مي‌گيرد. جهت تشخيص سرطان، هموروئيد، فيشر(Fissures)، فيستول، آبسه، تنگي، پوليپ و ضايعات زخمي يا التهابي كاربرد دارد. بيمار بايد حداقل 24 ساعت قبل از تست، رژيم مايعات صاف بخورد و شب قبل از معاينه مسهل مصرف نموده و NPO مي‌شود. حتي مي‌توان روز معاينه براي بيمار تنقيه انجام داد. حين معاينه بهترين پوزيشن خوباندن بيمار به پهلوي چپ(Sim's Position) است چون سبب مستقيم شدن سيگموئيد شده و لوله از خم طحالي(Splenic flexure) كولون نيز راحتتر عبور مي‌كند. 
ERCP: جهت تشخيص مشكلات لوزالمعده، كيسه صفرا و مجاري مربوطه انجام مي‌شود. مخفف Endoscopic Retrogride Colangio Pancrato graphi ميباشد. همانطور كه از نامش پيداست، لوله آندوسكوپ به دئودنوم رسيده و از آمپول واتر وارد شده، با تزريق ماده حاجب، عكسبرداري انجام مي‌شود. 
علائم شايع در بيماريهاي گوارشي 
عبارتند از: درد، خونريزي، تهوع، استفراغ، نفخ، اسهال، يبوست، سوءهاضمه، بي‌اشتهايي و چاقي. 
درد: در دستگاه گوارش دردها به دو دسته كلي سوماتيك و احشايي تقسيم ميگردند. دردهاي سوماتيك از ديواره‌هاي دستگاه گوارش توسط اعصاب تند، ارسال ميگردند؛ بنابراين اين دردها تيز(Sharp)، كرامپي و شديد هستند. دردهاي احشايي از احشاء داخل شكم و توسط اعصاب كند، ارسال مي‌شوند؛ بنابراين مبهم و منتشر هستند. در بررسي درد، محل، شدت، انتشار، تناوب، عوامل تشديدكننده و تسكين‌دهنده بايد مشخص گردند. چند مثال: در صورت پرفوراسيون، درد از اپي‌گاستر شروع شده و به تمام شكم انتشار مي‌يابد. درد آپانديسيت از ناف شروع شده، به پشت و اپي‌گاستر انتشار يافته و در RLQ لوكاليزه ميگردد. درد كله‌سيستيت از ربع فوقاني چپ و راست شروع و به اسكاپولاي راست مي‌كشد. 
خونريزي: بسته به محل خونريزي، علائم متفاوت است. هماتومز، استفراغ خون قرمز يا قهوه‌اي(Coffe Grand) را گويند و مربوط به خونريزي قسمت فوقاني دستگاه گوارش است. ملنا(Melena)، مدفوع سياه، قيري و بدبو را گويند كه مربوط به خونريزي قسمتهاي ابتدايي دستگاه گوارش تحتاني مي‌باشد. هماتوشزي، دفع خون روشن يا خرمايي از ركتوم به همراه مدفوع است كه مربوط به خونريزي قسمتهاي انتهايي دستگاه گوارش تحتاني مي‌باشد. تست گاياك كه قبلاً توضيح داده شد نيز جهت مشخص كردن خون مخفي به كار مي‌رود. 
تهوع و استفراغ(Nausea & Vomiting): تهوع حالتي است كه باعث كشش معده، دوازدهه و قسمتهاي تحتاني مري مي‌شود و القاءكننده استفراغ است. استفراغ، خروج مواد غذايي از معده است كه ميتواند همراه با تهوع باشد يا نباشد. مركز استفراغ در كف بطن چهارم مغز واقع شده است. علل استفراغ: 1-تحريك مكانيكي مركز استفراغ با افزايش فشار داخل مغز 2-تحريك شيميايي مركز استفراغ با تغيير در متابوليتهاي خون 3-تحريك ته حلق(رفلكس گگ) 4-اتساع بيش از حد معده و دوازدهه(دوازدهه حساستر بوده و رسپتورهاي بيشتري دارد) 5-بوي نامطبوع 6-كاهش حركات معده 7-دردهايي از بدن كه به نزديكي مركز استفراغ منتقل مي‌شوند. 
نفخ: گازهاي روده به صورت آروغ زدن و نفخ شكم بروز مي‌كنند. علت اصلي آروغ زدن بلع هوا به همراه صرف نوشيدني و مواد غذايي مي‌باشد. علت نفخ نيز در حالت طبيعي، توليد گازهاي مختلف در جريان هضم مواد غذايي در روده است. بيماريهايي كه در حركات روده اختلال ايجاد كرده و باعث يبوست و اسهال مي‌شوند مثل سندرم روده تحريك‌پذير باعث نفخ مي‌شوند. 
اسهال: دفع مدفوع بيش از 200 گرم در روز را اسهال گويند. سه تقسيم‌بندي حاد، پايدار و مزمن دارد. اسهالي كه كمتر از دو هفته طول بكشد، حاد است. بيشتر از چهار هفته مزمن است. اسهال بين 2 تا 4 هفته، اسهال پايدار ناميده مي‌شود. نوعي اسهال كه بيماري تلقي نمي‌شود و بيشترين درصد اسهال‌ها را شامل مي‌شود اسهال كاذب نام دارد. احتمالاً به علت مصرف غذاهاي مسهل، مايعات فراوان و يا هر ماده غذايي و دارويي كه اختلال گذرايي در هضم و جذب ايجاد كند به وجود مي‌آيند. 1 تا 2 مرتبه بيشتر ديده نمي‌شوند. توجه شود كه بي‌اختياري مدفوع(Fecal Incontinency) با اسهال تفاوت دارد. ممكن است اسهال باعث بي‌اختياري شود ولي علت اصلي بي‌اختياري مدفوع را بايد در آنال‌كانال و اسفنگترهاي مقعد جستجو كرد. بيشترين علت اسهال بيماريهاي عفوني دستگاه گوارش است. به اسهال چرب نيز استئاتوره گفته مي‌شود. 
يبوست: حداقل اجابت مزاج در هفته، سه بار است. اجابت مزاج دشوار با تعداد دفعات كم و ناكامل را يبوست گويند. 
سوءهاضمه: هر نوع سوءهضم(Maldigestion) و سوءجذب(Malabsertion)، به سوءهاضمه تعبير مي‌شود. هر كدام از اين موارد باعث ناراحتي و فشار در قسمتهاي فوقاني دستگاه گوارش مي‌شوند. 
كاهش وزن: كاهش 5% از وزن ايده‌آل و طبيعي بدن در عرض 6 تا 12 ماه را كاهش وزن گويند. علل: اختلال در مركز سيري، كاهش دريافت مواد غذايي، سوءجذب، از دست دادن كالري(اسهال، استفراغ، ديابت، عفونت و ...)، افزايش نياز به كالري(ورزش و افزايش سن تا ميانسالي). به طور کلی دو مرکز عمده کنترل کننده سیری و گرسنگی در هیپوتالاموس وجود دارد: 1- ناحیه شکمی‌میانی که به عنوان مرکز سیری شناخته شد و آسیب این مرکز سبب افزایش دریافت غذا و چاقی می گردد. 2- ناحیه ی جانبی یا مرکز گرسنگی که آسیب این مرکز سبب ایجاد حس سیری و بنابراین کاهش دریافت غذا و کاهش وزن می گردد. 
اضافه وزن: 10 تا 20 درصد بیشتر از وزن ايده‌آل اضافه وزن می‌باشد. 
بي‌اشتهايي(Anorexia): كاهش حداقل 15-20% وزن ايده‌آل بدن را گويند. 
چاقي: افزايش وزن 20% بيشتر از حد طبيعي را گويند. مفهوم ساده چاقی عبارت است از دریافت انرژی بیشتر (دریافت چربی و کالری زیاد) و به دنبال آن مصرف انرژی کمتر(زندگی با تحرک کم). 20 درصد بالاتر از وزن ایده‌آل چاقی متوسط است که خطرات مرگ زودرس را افزایش می‌دهد. در این افراد احتمال دیابت نوع 2 افزایش می یابد که علت آن مقاومت به انسولین است. در چاقی شدید وزن افراد 45 کیلوگرم و یا حدود 60 درصد بیشتر از وزن ایده‌آل است. در این نوع چاقی مشکلات قلبی و ریوی بزرگترین خطرات را بوجود می‌آورد. شیوع مرگ ناگهانی در این افراد 10 برابر بیشتر از افراد عادی است. 
تغذيه 
در زمينه تغذيه درست، استفاده از تمام گروه‌هاي غذايي در اولويت اول و مقدار مصرف در اولويت دوم مي‌باشد. ماده غذايي هر چيزي است كه بتواند انرژي توليد كند و باعث رشد و ترميم بافتها گردد. 6 دسته ماده غذايي داريم: پروتئين‌ها، چربي‌ها، كربوهيدرات‌ها، ويتامين‌ها، املاح معدني و آب. سلولز در ترميم، در رشد و در توليد انرژي دخالت ندارد ولي مصرف آن ضروري مي‌باشد. پروتئين‌ها، آب و املاح معدني بيشتر در امور ساختماني و رشد و ترميم سلولي دخالت دارند. قند و چربي‌ها انرژي‌زا مي‌باشند. ويتامين‌ها جهت كاركرد 5 گروه ديگر در توليد انرژي و ترميم بافتي مورد نياز هستند. آب واملاح معدني مستقيم و بدون هضم قابل جذب هستند ولي چربي، قند و پروتئين‌ها بايد تجزيه و هضم شوند تا بتوانند جذب گردند. 
پروتئين‌ها: با تجزيه پروتئين‌ها، اسيدهاي آمينه آزاد مي‌شوند كه ميتوانند در ساختمان تمامي آنزيمهاي بدن به كار بروند. از متابوليسم پروتئين‌ها، نيترات توليد مي‌شود كه به آمونياك تبديل و به صورت اوره از كليه‌ها دفع مي‌گردد. كربن موجود در پروتئين مي‌تواند با اكسيژن و هيدروژن واكنش داده و به قند تبديل شود. 
كربوهيدرات‌ها: براي سوخت و ساز به اكسيژن نياز دارند و در صورت هيپوكسي بافتي، متابوليتي به نام اسيد لاكتيك توليد ميگردد كه براي بدن مضر بوده و ايجاد درد در عضلات مي‌كند. كنترل مصرف قندها عمدتاً توسط انسولين صورت مي‌گيرد. مغز عمده انرژي خود را از سوخت قندها به دست مي‌آورد. 
چربيها: از سوخت يك گرم چربي 2 تا 3 برابر يك گرم قند انرژي توليد مي‌شود. قلب عمده انرژي خود را از سوخت چربيها به دست مي‌آورد. چربيها به گليسرول و بعد اسيدهاي چرب تبديل مي‌شوند تا قابل جذب باشند. 
آب: دوسوم وزن بدن آب است. 70% داخل سلولي و 30% خارج سلولي(15-20% ميان‌بافتي و 10-15% خون و لنف) است. آب براي تمام سوخت و سازهاي بدن مورد نياز مي‌باشد. 
املاح معدني: دو دسته با بار منفي(آنيون) و بار مثبت(كاتيون) دارند. براي مثال فسفر، كلر و يد، آنيون و سديم، كلسيم و پتاسيم كاتيون هستند. الكتروليتها در تمام بافتها يافت مي‌شوند؛ ولي بعضي از آنها در قسمتهاي خاصي از بدن بيشترند؛ مثل كلسيم در استخوان،‌ فسفر در مغز و آهن در خون(هموگلوبين). كلسيم، آهن و يد در بدن ساخته نمي‌شوند؛ بنابراين بايد از طريق رژيم غذايي به بدن برسند. 
انواع سوء‌تغذيه 
كم‌خوري، پرخوري، بدخوري به عنوان سوءتغذيه مطرح مي‌باشند. 
بي‌اشتهايي عصبي(Anorexia Nervosa) 
نخوردن عمدي غذا و كاهش وزن 15 تا 25 درصد. در صورت عدم درمان، به علت اختلال در آب و الكتروليتهاي بدن مي‌تواند كشنده باشد. اتيولوژي: رواني. درمان: روان‌درماني و بهبود تغذيه. علائم: لاغري مفرط(Cachexia)، صورت پف‌آلود(هيپرتروفي پاروتيد)، يبوست، موهاي نرم، پوست خشك و سمباده‌اي، براديكاري، هيپوترمي و هيپوتانسيون(تا 60 روي 40). 
جوع عصبي(Bulimia Nervosa) 
پرخوري همراه با استفراغ عمدي و كاهش وزن(معمولاً وزن در حد نرمال). تغذيه اجباري نيز نام دارد. اتيولوژي: رواني يا اختلال در مركز سيري در هيپوتالاموس. درمان: روان‌درماني و تشويق به افزايش وزن. علائم: صرف زياد مواد غذايي در هنگام ناراحتي و استرس، درد شكم، استفراغ عمدي، خواب زياد، مبادرت به كاهش وزن، تغييرات وزن به مقدار 4 تا 5 كيلو نسبت به وزن ايده‌آل و علائم رواني(ترس از چاقي، اعتماد به نفس پايين). 
انواع روشهاي تغذيه 
لوله معدي(NGT or OG)، لوله رودي(NET)، تغذيه كامل وريدي. 
اهداف لوله‌گذاري دستگاه گوارش: دكمپرس كردن(Decompression)، لاواژ، گاواژ و تجزيه شيره معده. 
لوله معده 
1 تا 5/1 متر طول دارد. انواع يك مجرا و دو مجرا دارد به نامهاي لوين(Levin)، سالم‌سامپ(Salem Sump) و ويوونكس(Vivonex). 
توجهات تغذيه با لوله معده: بررسي خالي بودن معده، تغذيه با توجه به جنس، سن و وزن، تعيين نوع تغذيه(بلوس، مداوم توسط پمپ، با قيف توسط نيروي ثقل). 
عوارض تغذيه با لوله معده: انسداد، آسپيراسيون، اسهال، اتساع شكم، يبوست، هايپرگليسمي، هيپوگليسمي، هيدراته شدن و دهيدراته شدن. 
نشانه‌هاي عدم تحمل گاواژ: كرامپ شكم، اسهال، تهوع، استفراغ، آسپيراسيون، هيپرگليسمي، گليكوزوري و تعريق. 
گاستروستومي: دسترسي به معده از روي شكم طي يك عمل جراحي. محاسن تغذيه با لوله گاسترستومي: عدم دستكاري اسفنگترهاي مري و معده. معايب تغذيه با لوله گاسترستومي: عفونت، آبسه، سلوليت و خونريزي. 
لوله روده‌اي 
8/1 تا 3 متر طول دارد. انواع يك مجرا و دو مجرا دارد به نامهاي ميلرآبوت(Miller-Abbott)، كانتور(Cantor) و هريس(Harris). 
ژژنوستومي: دسترسي به ژژنوم از روي شكم طي يك عمل جراحي. 
روشهاي تغذيه با لوله: 
مداوم(Continuous Feeding Method) و قطره قطره با پمپ كه روش انتخابي است. متناوب(Intermittent Feeding Method) 400 سي سي مواد غذايي در عرض 30دقيقه و روزي 4 تا 6 بار كه در درجه دوم است. تزريق بولوس(Bolus Feeding Method) با سرنگ گاواژ(Asepto) يا قيف مخصوص كه تقريباً مطرود است. 
روش لوله‌گذاري دستگاه گوارش: وضعيت بيمار نشسته يا نيمه‌نشسته، استفاده از معيار NEX(بيني-گوش-زائده خنجري) جهت تعيين اندازه ورود لوله، استفاده از ژل ليدوكائين، تشويق بيمار به بلع هنگام ورود لوله و رسيدن آن به حلق دهاني(باز شدن اسفنگتر بالايي مري و قورت لوله). 
روشهاي تعيين و اطمينان از محل لوله: آسپيره كردن لوله، تزريق هوا و سمع معده، سنجش اسيديته ترشحات برگشتي يا آسپيره شده، گرافي ساده قفسه سينه، استفاده از آينه(در جلوي خروجي لوله و بررسي رطوبت هوا) و ظرف آب(قرار دادن خروجي لوله درآب و بررسي حباب هوا). 
اقدامات پرستاري در خصوص لوله: تيمز نگه داشتن پره‌هاي بيني جهت جلوگيري از خشكي و زخم، ثابت كردن دقيق لوله جهت كاهش تحريكات بيني، بهداشت دهان و دندان(به علت كاهش بزاق و تنفس دهاني، حفره دهان خشك مي‌شود)، كاهش گلودرد تروماتيزه با دهان‌شويه‌هاي بي‌حس‌كننده، توجه به نوع، زمان، مقدار و تعداد دفعات تغذيه. 
عوارض لوله‌گذاري: التهاب غضروف كريكوئيد(Cricoid Chondritis) و به دنبال آن اودينوفاژي، درد انتشاري به گوش، گلودرد، خرخر(Stridor)، گرفتگي صدا. 
تغذيه كامل وريدي(TPN:Total Parenteral Nutrition) 
به آن هيپراليمانتاسيون هم گويند. تزريق محلولهايي مثل دكستروز، آمينواسيدها و چربيها و محلولها و الكتروليتهايي مثل سديم، پتاسيم، كلسيم، كلر، منيزيم، فسفات، مس، روي و كروم به صورت IV از راه وريدهاي بزرگ بدن مثل وريد اجوف فوقاني(دسترسي از راه وريد ساب‌كلاوين). در بيماراني كه بيشتر از ده روز نياز به بستري و تغذيه وريدي دارند از اين روش استفاده مي‌شود و در صورتيكه كمتر از ده روز نيازمند تغذيه از راه وريدي باشد از وريدهاي محيطي و برانول(آنژيوكت) استفاده خواهد شد كه به PPN: Peripheral Parenteral Nutrition معروف است. 
موارد مصرف هيپراليمانسيون: هر بيماريي كه دستگاه گوارش نياز به استراحت داشته باشد مثل فيستول روده، بيماريهاي التهابي روده و انسداد روده. در اختلالات دستگاه گوارش، هضم و جذب مواد غذايي كافي نبوده و آنابوليسم[1] مناسب برقرار نمي‌شود. بعضي از اين بيماريها عبارتند از: سوءجذب روده‌اي، كانسر معده، درمان راديوتراپي و شيمي‌درماني، بي‌اشتهايي عصبي و نيازهاي بيش از حد متابوليك نظير سوختيگي‌هاي وسيع و زخم‌هاي ترشح‌كننده. 
عوارض TPN: هيپرگليسمي، هيپوگليسمي، عفونتهاي خوني(سپتي‌سمي) و اختلالات الكتروليتي. 
عوارض كاتتر داخل رگ: پنوموتوراكس، هموتوراكس، آسيب به شبكه بازويي يا شريان، آمبولي هوا و ترومبوز وريد ساب‌كلاوين. علت پنوموتوراكس و هموتوراكس نزديكي وريد ساب‌كلاوين به فضاي جنب مي‌باشد. 
توجهات TPN: استفاده از پمپ، تزريق آهسته(يك ليتر در 24 ساعت)، عدم قطع ناگهاني تزريق. 
بيماريهاي دهان و دندان 
دندان از خارج به داخل شامل مينا(سخت‌ترين قسمت)، عاج و پالپ(مغز دندان) مي‌باشد. 
پوسيدگي دندان: به هر علتي عمل فرسايشي و برداشت مواد معدني(دمينراليزاسيون) دندان اتفاق بيافتد باع تخريب ميناي دندان تا مغز(پالپPulp) خواهد شد كه به آن پوسيدگي دندان گويند. علل دخيل در پوسيدگي: كاهش ميزان مقاومت ميناي دندان(اكتسابي يا ارثي)، نوع رژيم غذايي، پلاك دندان(عمده‌ترين عامل) و باكتريهاي دخيل در آن، مشكلات ساختاري(مال‌اكلوژن). پاتوفيزيولوژي پوسيدگي: حضور كربوهيدراتها(مخصوصاً ساكارز) و باكتريها باعث تجزيه قند و توليد اسيد شده كه اين اسيدي بودن منطقه باعث آسيب مي‌گردد. راه‌هاي پيشگيري: بهداشت دهان(مسواك بعد از هر وعده غذايي و نخ دندان روزانه)، رژيم غذايي با قند و نشاسته كم، فلوريده نمودن آب و يا استفاده از خميردندان، قرص، قطره و دهان‌شويه حاوي فلورايد، پر كردن شيارهاي سطح دندان. درمان: پركردن، كاشتن و كشيدن دندان. 
پلاك دنداني چيست؟ توده‌اي نرم، شفاف، بي‌رنگ و چسبنده از باكتريهاي تكثيريافته همراه با سلولهاي اپي‌تليالي، ماكروفاژها و لكوسيت‌ها هستند يك ماده زمينه‌اي پروتئيني-پلي‌ساكاريدي(دكستران) چسبنده دارد. جزء اصلي همان دكستران(پليمري از گلوكز با وزن مولكولي زياد) است. پلاك سفت شده و تشكيل سنگ دندان مي‌دهد. 
بدآرايي دندان‌ها(مال‌اكلوژنMalocclusion): نامرتب بودن دندان‌ها در قوس‌هاي فوقاني و تحتاني در هنگام روي هم قرار گرفتن. علل: ارثي يا اكتسابي(مكيدن انگشت، صدمه و بيماريهاي دهان و دندان). درمان: ارتودنتيست توسط بريس(Brace)، تدريجاً به دندان‌هاي نيرو وارد كرده تا دندان‌هاي نامرتب در موضع جديد خود قرار گيرند. 
اختلالات فك(Mandible): بدشكلي‌ها، شكستگي‌ها، دررفتگي(جابجايي صفحه مفصلي)، سرطان، درد عضلاني، استئوآرتريت. 
اختلالات غدد بزاقي 
پاروتيت(Parotitis): شايعترين بيماري التهابي غدد بزاقي است. علائم: تب، سفتي، تورم، حساسيت، درد گوش و اشكال در بلع. انواع: ويروسي(اوريون)، عفوني(استافيلوكوك طلايي)، خشكي مجاري(دهيدريشن، مصرف دارو، سن بالا). درمان: آنتي‌بوتيك، مسكن، جراحي(پاروتيدكتومي)، مايعات فراوان، قطع دارو(ديورتيكها) و بهداشت دهان. 
سنگ بزاقي(Salivary Calculus): در غده تحت فكي از جنس فسفات كلسيم بين 1-30 ميلي‌متر ديده مي‌شود. مي‌تواند سنگ داخل مجرا يا داخل غده باشد. علائم: درد كوليكي، تورم و حساسيت. روش تشخيصي: گرافي ساده، سيالوگرام(گرافي با ماده حاجب)، سونوگرافي غده. درمان: ليتوتريپسي(Lithotripsy)، جراحي، مسكن. 
لبها بايد مرطوب، صورتي‌رنگ، صاف و قرينه باشند. زبان و مخاط داخل دهان نيز با آبسلانگ از نظر رنگ و ضايعه بررسي مي‌شوند. با آه كشيدن يا «آ» كردن ته دهان و لوزه‌ها نيز از نظر اندازه، رنگ، تقارن و اگزودا ديده مي‌شوند. 
التهاب لثه: به فرم زودرس و ابتداي التهاب لثه، ژن‌ژيويت(Gengivitis) و فرم ديررس آن پري‌اودونتيت يا پيوره(Periodontitis or Pyorrhea) گويند. پيشگيري و درمان: در آوردن پلاك دنداني با سائيدن و سنگ دندان توسط دندانپزشك. مسواك زدن، خلال كردن، پاك‌كننده‌هاي بين‌دنداني و شستشو با آب. 
استوماتيت يا التهاب حفره دهان: استوماتيت آفتي، هرپس‌سيمپلكس و آنژين ونسان. 

استوماتيت آفتي، آفت يا زخم دهان(Aphthous Stomatitis or Canker Sore): ضايعات غيرعفوني، كوچك، زخمي‌شونده و عودكننده بافت نرم دهان كه قرمز هستند و در مركز دچار نكروز و زخم مي‌گردند. علل: رواني، ضربه، كمبود ويتامين، آلرژي غذايي و دارويي، اختلالات غددي و عفونتهاي ويروسي. علائم: ضايعه نكروزه، زخم و درد. درمان: مسري و عفوني نيست و خودبخود بهبود مي‌يابد. مصرف استروئيدهاي موضعي و سيستميك و عدم مصرف گوجه،‌ شكلات، تخم‌مرغ، ماهي، صدف، فرآورده‌هاي لبني، گردو و فندق كمك‌كننده بوده و بهبودي را تسريع مي‌كند. 
هرپس‌سيمپلكس: بيماري عفوني و ويروسي بافت پوششي دهان مي‌باشد. بيشترين محل درگير قرمزي لب بوده و به تبخال(تاول ناشي از تب يا زخم سرد) معروف است. نوع ثانويه با عفونتهاي تنفسي، نور خورشيد، مهار سيستم ايمني، تب و استرس بروز مي‌كند. علائم: ضايعات روشن و وزيكولر كه بعد از بهبودي اسكار به جا نمي‌گذارند، درد، زبان باردار و بوي بد دهان در انتهاي سير بيماري. درمان: مسكن، بي‌حس‌كننده موضعي، استفاده از درمان ضدويروسي(آسكلوويرAcyclovir). 
آنژين ونسان(ژنژويت زخمي‌كننده نكروزان يا دهان خندقيNecrotizing Ulcerative G or Trench Mouth): يك نوع عفونت باكتريايي حاد لثه. علائم: قرمزي و زخمي شدن لثه و حلق دهاني، افزايش گلبولهاي سفيد خون،‌ احساس بد چشايي، درد، حالت خفگي، تب، ترشحات، لنفادنوپاتي و بي‌اشتهايي. درمان: برداشتن بافتهاي مرده، استراحت كافي، بهداشت دهان، رژيم مناسب، مصرف ويتامين‌ها، مسكن، دهان‌شويه‌هاي پراكسيدي.
كانديدياز(برفكThrush): يك بيماري عفوني(ثانويه) بوده و ميكرواورگانيسم كانديداآلبيكنس مسبب آن است و در مواردي كه ضعف سيستم ايمني به وجود مي‌آيد، بروز مي‌كند. علت اصلي، استفاده زياد از آنتي بيوتيك‌ها و تغيير فلور طبيعي دهان مي‌باشد. يكي از بيماريهاي شايع دهان در افرادي است كه طولاني‌مدت از طريق لوله‌ تغذيه مي‌شوند(Tube Feeding). علائم: پلاكهاي سفيدرنگ روي زبان و كام شبيه دلمه شير(Milk Curds). 

بيماريهاي مري 
اختلالات شايع: آشالازي(Achalasia)، اسپاسم منتشر مري(Diffuse Esophageal Spasm)، فتق هياتال(Hiatal Hernia)، ديورتيكول(Diverticulum)، پارگي(Perforation)، جسم خارجي، سوختگي(Burn)(شيميايي و حرارتي)، رفلاكس(Reflux). علائم شايع: بلع سخت(Dysphagia)، بلع دردناك(Odynophagia)، رگورژيتاسيون و سوزش سر دل(Heartburn or Pyrpsis). 
ديسفاژي: شايعترين علامت بيماريهاي مري است. علل: اختلال عملكرد سيستم عصبي-حركتي(Neuromotor Malfunction)،‌ انسداد مكانيكي(مثل تومورها، نقص مادرزادي و فتق هياتال)، بيماريهاي قلبي-عروقي(مثل آنوريسم آئورت و كارديومگالي)، بيماريهاي عصبي(مثل ام‌اس و پوليوميليت) و شايعترين علت كه حوادث عروق مغزي(CVA) مي‌باشد. 
ريگورژيتاسيون: جهش مقاديري از شيره غذايي(شيره معدي) از دهان، بدون حالت تهوع. علل: بي‌كفايتي LES، افزايش فشار شكم، فعاليت حركتي غيرطبيعي، اسپاسم پيلور، آشالازي، رفلكس مري، بدخيمي و زخم مري. 
اودينوفاژي: دردي كه به دنبال بلع ايجاد مي‌شود. درد شبيه درد آنژين قلبي است. علل: آسيب مخاط مري و برگشت محتويات معده به مري كه شايعترين علت آن است. 
سوزش سر دل: گر گرفتن دردناك و سوزش در قسمت تحتاني خلف جناق،‌ در خط وسط بدن است. اين سوزش با تغيير وضعيت(خم شدن، دراز كشيدن)، بلع مواد غذايي و مصرف الكل بدتر و با ايستادن بهتر مي‌شود. 
آشالازي: نداشتن حركات دودي مؤثر در قسمت انتهايي مري كه با ديسفاژي و بلع سخت مشخص مي‌شود، به طوري كه بيمار احساس مي‌كند چيزي در گلويش گير كرده است. اتيولوژي: ايديوپاتيك(نامشخص). اسفنگتر تحتاني مري(LES)، به دنبال بلع شل نمي‌شود؛ كه علت آن عبارتند از: عدم عبور ايمپالس‌هاي عصبي از مري، فقدان رسپتورهاي سمپاتيك در مري، تخريب سلولهاي گانگليوني و كاهش شبكه اورباخ. علائم: ديسفاژي(اولين علامت)، سوزش سر دل، درد رترواسترنال، ناتواني در آروغ زدن، استفراغ، رگورژيتاسيون، آسپيراسيون و عوارض تنفسي. راه تشخيصي: بلع باريوم و مشاهده علامت نوك منقار پرنده، آندوسكوپي و مانومتري(Manometry). مانومتري يا سنجش فشار مري، تشخيص را قطعي مي‌كند. درمان: مسكن جهت درد، آنتي‌كولينرژيك، هورمون‌هاي دستگاه گوارش و بلوك‌كننده‌هاي كانال كلسيم جهت شل شدن LES و كاهش فشار تحتاني مري. تزريق سم بوتولينوم(Botox)، در داخل مري، انقباض عضلات صاف را مهار مي‌كند. گشاد كردن به روش پنوماتيك(بوژيناژBougienage يا بالن زدن). جراحي ازوفاگوميوتومي(Esophagomyotomy). 
اسپاسم منتشر مري: يك اختلال منتشر عصبي در حركات مري است. علائم: درد سينه، ديسفاژي و اودينوفاژي. درمان: مصرف كم و مكرر رژيم غذايي نرم جهت كاهش تحريك و فشار مري. مسكن، نيترات‌ها و آنتي‌كولينرژيك‌ها جهت كاهش درد. 
فتق هياتال: اختلالي كه به سبب بزرگ شدن كارديا، معده وارد مدياستن مي‌شود. به آن فتق ديافراگماتيك نيز گويند. دو نوع است: سرخورنده(Sliding) و پيچشي(Rolling). در نوع چرخشي، محل اتصال گاستروازوفاژئال در زير ديافراگم باقي مي‌ماند ولي همه يا قسمتي از معده وارد قفسه سينه رانده مي‌شود. 90% سرخورنده است. علل: ضعف عضله سوراخ مري به علت گذشت سن، ضعف مادرزادي، تروما و جراحي، عوامل بالابرنده فشار داخل شكمي نظير چاقي، حاملگي و آسيت(Ascite). عمده‌ترين مشكل فتق سرخورده رفلاكس است. عمده‌ترين عوارض فتق پيچشي، انسداد و ولولوس(Volvulus) است. روشهاي تشخيصي: بلع باريوم، فلوروسكوپي. 
ديورتيكول: بيرون‌زدگي كيسه‌اي(Saclike) يك يا چند لايه مري. علل: نقص مادرزادي، تروما، اسكار بافتي و التهاب. علائم: ديسفاژي، آروغ، استفراغ غذاي هضم نشده، بوي بد دهان(Halitosis)، ترش‌مزگي دهان و سرفه(به علت تحريك تراشه با غذاي برگشتي). در طي روند هضم غذا در ديورتيكول گير افتاده و سپس بالا آورده مي‌شود. روشهاي تشخيصي: بلع باريوم. توجه شود كه آندسكوپي به علت ايجاد سوراخ احتمالي در ديورتيكول ممنوع است. درمان: پوزيشن مناسب بعد از صرف غذا(Positioniny)، مصرف كم و مكرر غذاهاي نيمه‌جامد، اجتناب از انجام ورزشهاي شديد بعد از صرف غذا. جراحي جهت درآوردن ديورتيكول و آناستوموز بقيه مخاط مري. اقدامات پرستاري: گرفتن شرح حالي از علائم و سؤال در خصوص مدت و زمان شروع آنها. مهمترين اقدام پرستاري، بررسي وضعيت تنفسي مي‌باشد. 
پرفوراسيون(Perforation): سوراخ شدن مري علل مختلفي دارد مثل چاقوخوردگي و گلوله، تصادف، بلع مواد شيميايي، بلع اجسام نوك‌تيز، در طي معاينات(آندوسكوپي). علائم: ديسفاژي، تب، هيپوتنشن. روشهاي تشخيصي: گرافي ساده، بلع باريوم. درمان: در صورت وسيع بودن عمل جراحي، در غير اين صورت NPO كردن و شروع آنتي‌بيوتيك(بعضي مواقع تا يك ماه) جهت ترميم محل پارگي به طور طبيعي. 
بلع جسم خارجي: بيشتر اجسام از دستگاه گوارش عبور كرده و دفع مي‌شوند ولي در صورت گير افتادن نياز به مداخله درماني دارند. علائم: ديسفاژي و اودينوفاژي، تنگي نفس. تشخيص با گرافي. درمان: هدف خروج جسم خارجي بدون آسيب بافتي مي‌باشد. گلوكاگون تزريقي باعث شلي عضلات صاف مري و عبور جسم خارجي ميگردد. بيكربنات سديم و اسيد تارتاريك باعث توليد گاز و فشار پشت جسم خارجي مي‌شوند. مداخله جراحي و آندسكوپيك نيز جهت خروج جسم به كار مي‌رود. 
سوختگي‌ها(Burns): بيشتر سوختگي‌هايي كه باعث آسيب حاد مري شده و نياز به مداخله درماني دارند از نوع شيميايي(Chemical) مي‌باشند. مواد شيميايي موردنظر اسيد و بازها هستند. مصرف عمدي يا غيرعمد اين مواد باعث آسيب به لب، دهان، حلق و گلو نيز مي‌شود. علائم: اودينوفاژي، ترشح زياد موكوس، ادم گلو، تنگي نفس، تب، شوك. تشخيص: ازوفاگوسكوپي. درمان: گذاشتن NGT، NPO كردن، عدم لاواژ و شستشو، جلوگيري از استفراغ، كورتيكواستروئيدها، آنتي‌بيوتيك‌ها، ديلاتاسيون تنگي با بوژيناژ(Bougienage)، جراحي. 
رفلاكس معدي-مري(GERD:Gastroesophageal Reflux Disease): عبارت از برگشت محتويات معده و دئودنوم به داخل مري و تخريب بافت آن توسط اسيد معده. علائم: سوزش سر دل(بعد از غذا بروز و با مصرف مايعات و آنتي‌اسيدها كاهش مي‌يابد و به دنبال دراز كشيدن و اتساع معده بدتر مي‌شود)، سوءهاضمه(Dyspepsia)، رگورژيتاسيون اسيد و ترش كردن، ديسفاژي، اودينوفاژي، آروغ زدن، ترشح بيش از حد بزاق، التهاب مري(ازوفاژيت). علل: علت اصلي شل شدن اسفنگتر تحتاني مري است. تغيير در تغذيه عصبي اسفنگتر تحتاني مري، جابجايي زاويه اتصال معده به مري، تنگي پيلور، زخم معده و دوازدهه، جراحي مري و معده، استفراغ‌هاي طولاني، انتوباسيون طولاني. تشخيص: بلع باريم، مانومتري مري، ازوفاگوسكوپي، بيوپسي مري، آزمايشات سيتولوژي، آناليز ترشحات. درمان: شروع درمان با آنتي‌اسيد است(يك ساعت قبل و دو ساعت بعد از غذا). داروهاي مورد استفاده: آنتاگونيست‌هاي گيرنده هيستامين(رانتدين، فاموتيدين)، كولينرژيك‌ها(بتانكول) كه فشار LES را زياد مي‌كنند. متوكلوپراميد با تحريك عضله صاف و تسريع تخليه معده، فشار LES را زياد مي‌كند. عدم مصرف آنتي‌كلينيرژيك‌ها، بلوك‌كننده‌هاي كانال كلسيم و تئوفيلين كه سبب كاهش فشار LES و تأخير در تخليه معده مي‌شوند. درمان غيردارويي: مصرف كم و مكرر غذا، مصرف مايعات كافي همراه غذا، جويدن زياد و آهسته غذا، استفاده از بالش جهت خواب، كاهش وزن، عدم مصرف غذاهاي خيلي سرد يا داغ، ادويه‌جات، چربي‌ها، الكل، قهوه، شكلات و مركبات، عدم مصرف تنباكو و ساليسيلاتها. درمان جراحي: در تمام اعمال جراحي يا اسفنگتر تحتاني مري تقويت شده يا تنگ مي‌شود. در عمل نيسن، فوندوس معده 360 درجه حول قسمت تحتاني مري مي‌چرخد. در عمل هيل مدخل قدرت اسفنگتر زياد مي‌شود. در عمل بلسي، قسمت قدامي و جانبي معده، تا زده، به قسمت ديستال مري وصل مي‌شود. استفاده از پروتز مصنوعي از جنس سليكون نيز كاربرد دارد. 
بيماريهاي معده 
كار معده هضم بوده و جذب بسيار اندك است(الكل، آب، گلوكز، استيل‌ساليسيليك‌اسيد). علل اصلي بيماريهاي معده عبارتند از: ترشح بيش از حد، حركت بيش از حد و احتباس محتويات. بارزترين علائم اختلالات معده عبارتند از: درد، ترش‌كردن، بي‌اشتهايي، آروغ زدن، تهوع، استفراغ، اسهال و خونريزي. علت درد، تحريك شيميايي انتهاي اعصاب در نتيجه تماس مخاط زخمي معده با اسيد است. كشش، انقباض، افزايش حركات نيز باعث درد مي‌شوند. بي‌اشتهايي(Anorexia)، به علت استاز و يا خالي شدن آهسته معده ديده مي‌شود. تهوع(Nausea)، حالتي است كه سبب افزايش كشش معده، دوازدهه يا قسمت تحتاني مري مي‌گردد. استفراغ به علت تحريك مركز آن است. خونريزي به علت تروماي موضعي يا تحريكاتي است كه سبب سايش يا زخمي شدن مخاط دستگاه گوارش مي‌شود. علت اسهال افزايش حركات دودي دستگاه گوارش است. آروغ و نفخ(Belching & Flatulence)، اساساً از بلع هوا ناشي مي‌شوند. 
گاستريت(Gastritis): التهاب مخاط معده را گويند. حاد و مزمن دارد. علل: مصرف داروهاي ضدالتهابي غيراستروئيدي(آسپرين)، ديژيتال، شيمي‌درماني، الكل زياد، استروئيدها، مسموميت غذايي، چاي، قهوه، گاز خردل، فلفل، سير، پياز، مواد غذايي سفت و زبر و داغ، قلياها، اورمي، شوك، ضايعات سيستم عصب مركزي، سيروز كبدي، هيپرتانسيون پورت، استرسهاي طولاني، رفلاكس صفرا، اشعه‌درماني، عفونت شديد، سوختگي، جراحيهاي بزرگ، عفونت به هليكوباكترپيلوري. پاتوفيزيولوژي: احتقان، پرخوني، سائيدگي و از بين رفتن لايه مخاطي معده، باعث تماس اسيد معده با عروق كوچك و در نتيجه آن ادم، خونريزي و زخم مي‌گردد. در اين حالت مقدار قابل توجهي شيره معده ترشح مي‌شود كه بيشتر موكوس و كمتر اسيد است. علائم: ناراحتي اپي‌گاستر(شكمي)، سردرد، رخوت، حساسيت شكمي، كرامپ، آروغ، سكسكه، تهوع، استفراغ شديد و گاهي خوني، خونريزي و در صورت مسموميت غذايي، اسهال. روشهاي تشخيصي: گاستروسكوپي، بيوپسي. درمان: نوع حاد آن در عرض 1 تا 3 روز با ترميم مخاط درمان مي‌شود. غيردارويي: مصرف مواد غذايي ساده و نرم، چاي بدون كافئين، ژلاتين، نان برشته(Toast). دارويي: آنتي‌اسيدها و آنتاگونيست‌هاي گيرنده اچ2، مثل مشتقات منيزيم-آلومينيوم و رانيتدين، گذاشتن ان‌جي‌تيوپ، مسكن‌ها، آرامبخش‌ها، مايعات وريدي و در نوع مزمن، گاستركتومي نسبي، پيلوروپلاستي، واگوتومي. عوارض: تبديل نوع حاد به مزمن در موارديكه رفلاكس صفراوي وجود دارد. آكلروهيدري(Achlorhydria) ريسك عمده كانسر معده است. 
زخم‌هاي گوارشي(Peptic Ulcer Diseases): از بين رفتن يكنواختي مخاط مري، معده يا دوازدهه است. نقص مخاطي با قطر 5 سانتيمتر تا عمق لايه زيرمخاط «زخم گوارشي» مي‌باشد. در دئودنوم بيشتر از معده است. در معده، خم كوچك نزديك پيلور، در مري، نزديك انتها و محل ارتباطش به معده و در دئودنوم، ابتداي آن زخمي مي‌گردد. زخم استرسي نوعي زخم پپتيك بوده، ولي از نظر باليني با آن متفاوت است. اين زخم‌ها بعد از وقايع تنش‌زاي فيزيولوژيك(پس از تروما و جراحي) شايعند. زخم‌هاي كوشنيگ و كرلينگ نيز بايد با زخم پپتيك افتراق داده شوند. زخم‌هاي كوشنيگ با ضربه و صدمه به مغز در مري، معده و دوازدهه به وجود مي‌آيند. زخم‌هاي كرلينگ نيز 72 ساعت پس از سوختگي وسيع در معده يا دوازدهه بروز مي‌كنند. علل: وقتي كه عوامل مخرب بر قدرت دفاعي مخاط غلبه كنند، زخم بروز مي‌كند. در گذشته نظريه «اگر اسيد نباشد زخم نخواهد بود» به طور گسترده‌اي پذيرفته شده بود ولي چندين سال است كه مهمترين عامل زخم پپتيك، «هليكوباكترپيلوري» است. علت اصلي، عفونت با باكتري هليكوباكترپيلوري(گرم منفي) و علت بعدي، مصرف داروهاي ضدالتهاب غيراستروئيدي است. HP از طريق غذا، آب و تماس فرد به فرد منتقل مي‌گردد. پاتوفيزيولوژي: به هم خوردن تعادل بين عوامل آسيب‌رسان و عوامل دفاعي محافظت‌كننده، باعث اين زخم‌ها مي‌شوند، البته وجود اسيد لازم است. با از بين رفتن يكنواختي مخاط، HP از موكوس معده عبور كرده به سلولهاي اپي‌تليال سطحي مي‌رسد. در آنجا به فسفوليپيدها و گليكوپروتئين‌ها متصل و توليد فسفوليپاز و پروتئاز مي‌كند و اين دو آنزيم، به سلولهاي لايه‌هاي مخاطي و زيرمخاطي آسيب مي‌رسانند. اين نكته بايد مد نظر قرار بگيرد كه 60 درصد مبتلايان، مصرف مزمن داروهاي ضدالتهاب غيراستروئيدي را گزارش مي‌كنند. علائم: بسياري از موارد بدون علامت است. درد گنگ و مبهم، سوزش سر دل، استفراغ، اسهال يا يبوست، خونريزي، كم‌خوني فقر آهن. معده خالي باعث درد و خوردن غذا باعث تسكين آن مي‌شود زيرا غذا اسيد را خنثي مي‌سازد. روشهاي تشخيصي: بلع باريوم، آندوسكوپي(بهترين روش)، تست گاياك، مطالعات ترشحي معده، بيوپسي، تست آنتي‌ژن HP در خون و مدفوع. درمان: هدف حذف HP و كاهش درمان اسيد معده و استراحت معده است. دارويي: هدف از دارودرماني كاهش ترشحات، خنثي‌سازي اسيد و تقويت سد دفاعي است. رانيتدين، فاموتدين و سايمتدين(آنتاگونيست گيرنده اچ2) باعث مهار ترشح پپسين و كاهش ترشحات معدي مي‌شوند. پروستاگلاندين‌ها، ترشح اسيد را مهار مي‌كنند. با كاهش تحريكات واگ نيز مي‌توان ترشح بيش از حد اسيد را مهار كرد كه آنتي‌كولينرژيكها با مهار عمل استيل‌كولين در عضلات صاف اين عمل را انجام مي‌دهند. دي‌سيكلومين از اين دسته دارويي است. كربنات‌كلسيم، كربنات‌منيزيم، اكسيدمنيزيم و كربنات‌سديم آنتي‌اسيدهاي قوي هستند. هيدروكسيدآلومينيوم، فسفات‌آلومينيوم، كربنات‌آلومينيوم و هيدروكسايدمنيزيم نيز آنتي‌اسيد ضعيف بوده و بيشتر مورد استفاده دارند. تقويت‌كننده‌هاي سد مخاطي سبب جلوگيري از پس زدن يون هيدروژن به داخل مخاط شده و با تحريك توليد موكوس باعث بهبود زخم مي‌شوند؛ مثل سوكرال‌فيت كه اثر مهاري بر ترشح اسيد ندارد. غيردارويي: عدم مصرف غذاهاي تحريك‌كننده ترشح اسيد مثل قهوه، الكل و شير. جراحي: واگوتومي، پيلوروپلاستي، گاستروآنتروستومي، آنتركتومي، گاستركتومي ساب‌توتال و توتال. 
پرفوراسيون(Perforation): به دنبال نفوذ زخم، ممكن است ديواره سوراخ شده و محتويات معده و دوازدهه به داخل فضاي صفاق ريخته، ايجاد پريتونيت، سپتي‌سمي و شوك هيپوولميك كند. كاهش پريستالتيك باعث ايلئوس پاراليتيك مي‌شود. علائم: درد ناگهاني تيز و شديد وسط اپي‌گاستر. درمان: آنتي‌بيوتيك‌تراپي، تعبيه لوله معده، جراحي. 
انسداد پيلور(Pyloric Obstruction): زخم گوارشي مزمن و طولاني به علت ايجاد روندهاي مكرر بهبودي دچار اسكار شده و اين اسكارها مي‌تواند سبب انسداد دريچه شود. علائم: استفراغ. درمان: جراحي(پيلوروپلاستي). 
سندرم دامپينگ: عبور سريع غذا از معده به ژژنوم و وجود محتويات هيپرتونيك در محل، باعث حركت مايع خارج سلولي(داخل عروقي) به طرف روده شده تا غلظت بالاي الكتروليت‌ها و قند رقيق شوند. اين مشكل علائمي دارد: احساس پري، ضعف، غش، گيجي، طپش قلب، تعريق، درد كرامپي، اسهال. 
بيماريهاي روده و ركتوم 
سندرم روده تحريك‌پذير(Irritable Bowel Syndrme): اختلال عملكردي در تحريك روده است يعني امواج دودي در روده، كاركرد درستي جهت به جلو راندن مدفوع ندارند. اتيولوژي: اختلال در سيستم عصبي_آندوكريني، عفونت، تحريك، اختلال عروقي، اختلال متابوليك. علائم: اسهال، يبوست، درد، نفخ، اتساع شكم. روش تشخيصي: تنقيه باريوم، كولونوسكوپي، مانومتري، الكتروميوگرافي. درمان: غيردارويي: محدوديت در مصرف غذاهاي تحريك‌كننده(حبوبات، محصولات كافئين‌دار، غذاهاي سرخ‌كرده، الكل، غذاهاي تند)، مصرف غذاهاي با فيبر زياد جهت كنترل اسهال و يبوست. دارويي: عوامل ضداسهال(لوپراميد)، ضدافسردگي‌ها، آنتي‌كولينرژيك‌ها(پروپانتلين) جهت كاهش اسپاسم عضله صاف و تسكين كرامپ و يبوست. 
اختلالات حاد التهابي روده‌ها: هر قسمت از روده ممكن است توسط باكتري، ويروس و يا قارچ مورد حمله قرار گرفته و التهاب و عفونت ايجاد شود. آپانديسيت و ديورتيكوليت دو بيماري اصلي اين گروهند كه مي‌توانند باعث پروتوئنيت شوند. 
آپانديسيت(Appendicitis): زائده‌اي كرمي‌شكل يا انگشت‌مانند دقيقاً زير دريچه ايلئوسكال قرار دارد و به سكوم وصل است كه آپانديس نام دارد. طول آن بين 4 تا 20 سانتيمتر گزارش شده است، ولي حدود تقريبي آن 10 سانتيمتر است. در بالغين بيشتر و در سالمندان كمتر دچار التهاب مي‌گردد، ولي خطر پاره شدن آن در سالمندان بيشتر است. اتيولوژي: وجود توده سفت مدفوعي(Fecalith)، تومور يا جسم خارجي و پيچ‌خوردگي آن باعث انسداد شده، التهاب و عفونت بوجود آمده و آپانديس متورم مي‌گردد كه آپانديسيت نام دارد. علائم: درد مبهم(از اپي‌گاستر شروع به طرف ناف و ربع تحتاني راست شكم حركت مي‌كند)، تب خفيف(تا 7/37)، تهوع، گاهي استفراغ، تندرنس نقطه مك‌بورني(MC Burney)، كاهش اشتها، درد در نواحي ديگر با توجه به سر زائده. روشهاي تشخيصي: حساسيت برگشتي، علامت روزينگ، نشانه پسواس، نشانه ابتراتور، نشانه مورفي، شمارش كامل سلولهاي خوني(لكوسيتوز 10 تا 15 هزار و افزايش نوتروفيل‌ها)، گرافي شكم، سونوگرافي، سي‌تي‌اسكن، لاپاراسكوپي تشخيصي. عوارض: آبسه، پرفوراسيون و پريتوئنيت. درمان: از حركات اضافي دستگاه گوارش بايد جلوگيري شود، از طرفي از لحاظ الكتروليت و مايعات نيز بيمار ساپورت شود. درمان انتخابي جراحي و برداشتن زائده(آپاندكتومي) است. در صورت آبسه، ابتدا با درناژ آن و آنتي‌بيوتيك‌تراپي آبسه تخليه شده و بعد آپاندكتومي صورت مي‌گيرد. قبل از جراحي تا قطعي شدن تشخيص بيمار NPO شده، از راه وريدي مايع‌درماني مي‌گردد. دادن هرگونه ملين ممنوع. بعد از جراحي نيز تا شروع مجدد حركات گوارشي بيمار NPO مي‌ماند. 

ديورتيكوليت(Diverticulitis): نقص در لايه عضلاني روده و بيرون‌زدگي فتق‌مانند(كيسه‌مانند) مخاط و زيرمخاط از آن را ديورتيكول گويند. بدون التهاب و عفونت، ديورتيكولوز و در صورت التهاب، ديورتيكوليت نام دارد. بيشترين محل درگير كولون سيگموئيد است. اتيولوژي: نامشخص ولي رژيم غذايي كم‌فيبر از عوامل مساعدكننده بيماري است. فشار بالاي داخل لومن كولون، حجم كم محتويات(كم‌فيبر) و كاهش قدرت عضلاني ديواره كولون از علل درگيري است. علائم: بي‌نظمي حركات روده(بيشتر اسهال)، تهوع، بي‌اشتهايي، نفخ، اتساع شكمي، ضعف، خستگي. در موارد حاد استفراغ، تب، لرز و لكوسيتوز داريم. تشخيص: كولونوسكوپي، باريوم انما، گرافي ساده(در پرفوراسيون) و سي‌تي‌اسكن(بهترين و كم‌خطرترين راه تشخيص). درمان: استراحت، مسكن، داروهاي ضداسپاسم، رژيم غذايي مايعات صاف(در ابتدا)، پرفيبر و كم‌چربي، آنتي‌بيوتيك‌تراپي، جراحي در صورت خونريزي، انسداد، عفونت صفاق و پرفوراسيون. 
پريتوئنيت: التهاب غشاي صفاق. صفاق از دو لايه احشايي و جداري نيمه‌تراوا تشكيل شده و حاوي 1500 سي‌سي مايع است. صفاق جداري به علت تغذيه زياد اعصاب سوماتيك، حساسيت زياد دارد ولي صفاق احشايي نسبتاً به درد غيرحساس است. اتيولوژي: به اوليه و ثانويه يا حاد و مزمن تقسيم مي‌شود. واكنش موضعي صفاق مي‌تواند جلوي پيشرفت التهاب و عفونت موقتي خود را بگيرد. علل اختصاصي: كوله‌سيستيت، پارگي كيسه صفرا، معده، آبسه خلف‌صفاق، مثانه و يا طحال، پرفوراسيون معده و روده، آپانديسيت حاد، زخمهاي گوارشي(سوراخ شدنشان)، كوليت اولسروز، پرفوراسيون ديورتيكول، ترمبوز مزانتر، انسداد، چسبندگي، كارسينوم، ولولوس و انواژيناسيون روده‌ها، فتق گيرافتاده(مختقن)، عفونت دوره نفاس(6هفته اول بعد از زايمان)، سقط عفوني، سالپنژيت، سوراخ شدن صفاق با اجسام خارجي. عوامل بيمايزا كلاً به سه دسته تقسيم ميگردند: خود دستگاه گوارش(E.Coli)، خون و بيرون از بدن. پاتوفيزيولوژي: التهاب سبب شيفت خون به ناحيه ملتهب جهت مقابله با عفونت ميگردد، فعاليت پريستالتيسمي روده از بين مي‌رود، احتباس هوا و مايعات در لومن روده باعث افزايش ترشح مايع به داخل روده ميگردد، عفونت و التهاب باعث افزايش تقاضاي اكسيژن ميگردد و همه اين موارد به همراه درد شكم و افزايش فشار شكم باعث تنگي نفس مي‌شود. علائم: درد لوكاليزه همراه با سفتي شكم، درد شكم با هر نوع حركت و افزايش فشار، تهوع، استفراغ، تب بالا(37.8 تا 38.3)، هيپوتنشن، تاكي‌كاردي، فقدان سمع روده‌اي، تنفس سطحي، پوزيشن بدون حركت و دراز كشيده بيمار، لكوسيتوز. روشهاي تشخيصي: آزمايش CBC (افزايش گلبولهاي سفيد تا 20 هزار در ميليمترمكعب و برتري نوتروفيل‌ها)، گرافي ساده شكم (اتساع و ادم و وجود گاز و مايعات در حفره شكمي)، سي‌تي‌اسكن و ام‌آر‌آي(جهت تشخيص آبسه)، آسپيراسيون و كشت مايع صفاق. درمان: در ابتدا پيشگيري و در صورت بروز، بستري كردن بيمار و شروع آنتي‌بيوتيك‌هاي وسيع‌الطيف، جايگزيني پروتئين‌ها، الكتروليتها و مايعات، گذاشتن لوله معده جهت كاهش فشار لومن روده، استفاده از مسكن. در صورت نياز، جراحي، شستشوي حفره شكمي و تخليه آبسه. عوارض: سپسيس، شوك عفوني و مرگ. 
اختلالات مزمن التهابي روده(Inflammatory Bowel Disease): دو بيماري مزمن در اين گروه قرار دارند: بيماري كرون(آنتريت رژيونال) و كوليت‌اولسروز. درمان آنها علامتي بوده و احتمال عود زياد است. اكثراً بالغين جوان را درگير مي‌كند كه نياز به جراحي پيدا مي‌كنند. 
بيماري كرون(Regional Enteritis): به صورت غيريكنواخت(Discontinuosly)(سگمنتال)، هر قسمتي از دستگاه گوارش را درگير مي‌كند. تمام ضخامت ديواره روده باريك(ترانس‌مورال) مخصوصا زيرمخاط را درگير مي‌كند. شايعترين محل درگير ايلئوم است. اتيولوژي: ارث و مكانيسم اتوايمين را دخيل مي‌دانند. پاتوفيزيولوژي: ضايعات سگمانهاي مجزاي روده كه در كولونوسكوپي، مناطق ادماتو، ملتهب با رنگ قرمز ارغواني ديده مي‌شوند. عوارض: شايعترين عارضه، كمبودهاي تغذيه‌اي است. زخمهاي كوچك سطحي، فيشر، فيستول، آبسه، تنگي مجرا، سوءجذب، سنگ كليه، سنگ كيسه صفرا، هيدرونفروز، فيشر مقعد(به علت اسهال و زخمي شدن پوست اطراف مقعد)، فيستولهاي مختلف(واژن و مثانه)، آرتريت، مگاكولون توكسيك(اتساع بيش از حد يك سگمان درگير كولون و انسداد كامل آن). علائم: درد متناوب شكمي در اطراف ناف(درگيري ايلئوم انتهايي)، كاهش وزن(اختلالات تغذيه‌اي)، اسهال خفيف، سوءجذب و مدفوع بدبوي و چرب، دفع خون واضح به ندرت، تب(به علت التهاب، فيستول و آبسه و مشكلات مفاصل)، كرامپ، حساسيت، نفخ، تهوع، قاروقور شكم. تشخيص: معاينات فيزيكي و توجه به علائم، تنقيه باريوم با هوا، كولونوسكوپي، بيوپسي(جهت افتراق با كوليت‌اولسراتيو و كارسينوم). درمان: دارويي: مصرف طولاني‌مدت داروهاي ضدالتهابي نظير استروئيدها(قرص پردنيزولون، آمپول هيدروكورتيزون، ويال متيل‌پردنيزولون)، مصرف آنتي‌بيوتيك‌ها(سيپروفلوكساسين و مترونيدازول)، قرص آساكول(مزالازين) و درمانهاي علامتي. جراحي: باعث درمان قطعي نمي‌شود و جهت برطرف كردن عوارض يا جلوگيري از انسداد و بدخيمي است. رژيم غذايي: عدم مصرف موادي نظير نوشابه، شكلات، آب مركبات، نوشيدني‌هاي كربنات‌دار، گردو، فندق، دانه‌هاي ميوه، ذرت بوداده و الكل. استفاده از رژيم غذايي حاوي عناصر معدني، كم‌پس‌مانده و كم‌چربي. 
كوليت اولسراتيو: به صورت يكنواخت و يكدست، مخاط و زيرمخاط را درگير مي‌كند. از ركتوم شروع و به كولون ديستال، دريچه ركتوسيگموئيد و كولون نزولي انتشار مي‌يابد. خود 4 نوع دارد: 1-التهاب مقعد(پروكتيت)، 45%، 2-التهاب مقعد، سيگموئيد(پروكتوسيگموئيديت)، 45%، 3-التهاب مقعد، سيگموئيد و كولون نزولي(پروكتوكوليت)، 35% و 4-پان‌كوليت، 20%. اتيولوژي و پاتوفيزيولوژي: سابقه عفونت‌هاي باكتريايي روده، واكنشهاي آلرژيك، اتوايمن و حملات عصبي كه سبب التهاب، ضخيم‌شدگي، احتقان، ادم و زخمهاي كوچك خونريزي‌دهنده و آبسه‌هاي متعدد مي‌شود. مشخص‌ترين ضايعه يك ارتشاح التهابي به نام آبسه كريپتي(Crypte Abscess) است. عوارض: عفونتهاي ثانويه به علت نكروتيك و زخمي شدن آبسه، التهاب، اسكار و فيبروز همراه با باريك شدن، ضخيم شدن و كوتاهي كولون و از بين رفتن چين هاي كولون، شيوع كانسر، كمخوني، كمبود تغذيه‌اي، ايلئوس، تب، تاكي‌كاردي، خواب‌آلودگي، اضطراب، پرفوراسيون و پريتوئنيت. علائم: علامت اصلي خونريزي از ركتوم است. اسهال، زورپيچ(Tenesmus)، دفع موكوس و چرك، درد كوليكي ربع تحتاني چپ، كرامپ شكمي، تهوع، استفراغ، بي‌اشتهايي، حاد شدن يا عود بيماري با حملات عصبي و مصرف مواد محرك(مسهل، آنتي‌بيوتيك) و عدم رعايت رژيم مناسب. تشخيص: مثل بيماري كرون. درمان: مثل بيماري كرون. در اين بيماري از جراحي بيشتر از كرون استفاده مي‌شود. 
انسداد: نقص ناقص يا كامل در حركت مواد غذايي در لومن روده را انسداد گويند. بيشتر در روده بزرگ و بعد روده كوچك ديده مي‌شود. اتيولوژي: انواژيناسيون، وولوولوس، بدخيمي، بيماريهاي التهابي، فتق، پانكراتيت، پروتوئينيت، آمبولي و انفاركتوس مزانتر، هايپوكالمي، كوليت‌اولسروز و ديورتيكول هر كدام به شكلي ميتوانند باعث انسداد شوند. علل در كل به سه دسته تقسيم مي‌شوند: مكانيكي، عصبي، عروقي. مكانيكي مثل انواژيناسيون، وولوولوس، فتق و سرطان. عصبي مثل ايلئوس بعد از عمل جراحي شكم به علت دستكاري اعصاب لايه‌هاي دستگاه گوارش. عروقي مثل آمبولي عروق مزانتر، ايسكمي و نكروز كه ميتواند باعث گانگرن، شوك و مرگ شود. در اينجا با توجه به اینكه براي هضم غذا مصرف اكسيژن بالا ميرود، 10 تا 20 دقيقه بعد از صرف غذا درد شكم داريم. پاتوفيزيولوژي: روزانه 7-8 ليتر مايع و مواد ترشحي از ديواره‌هاي روده باريك به داخل مجرا ترشح مي‌شود كه بيشتر آن در روده بزرگ مجددا جذب مي‌شود. انسداد باعث احتباس مايع در روده و هايپوتانسيون و شوك هيپووولميك ميگردد. Hb و Hct در خون باقي مانده و افزايش كاذب دارند. غلظت خون باعث ترمبوز و بيماريهاي عروقي ميگردد. تجمع مايعات داخل روده و افزايش فشار باعث احتقان روده، نكروز و تكثير باكتريها در محل ميگردد. سموم باكتريها ميتواند باعث شوك آندوتوكسيك گردد. علائم: اولين علامت افزايش حركات روده در جهت برطرف كردن انسداد است كه ايجاد درد مي‌كند. دومين علامت تهوع و استفراغ است. انسداد روده باريك باعث استفراغ زودرس و روده بزرگ ديررس مي‌شود. مواد استفراغي در ابتدا، مواد غذايي نيمه‌هضم‌شده، بعد آبكي و صفراوي و در نهايت مدفوعي(بدبو و سياه به علت عملكرد باكتريها) هستند. سومين علامت در صورت درگيري روده بزرگ، سوراخ شدن سكوم و يا آپانديسيت است؛ چون دريچه ايلئوسكال اجازه برگشت مواد را نمي‌دهد. اسهال در ابتداي انسداد و يبوست بعد از گذشت زمان، احساس دفع، قاروقور شكم، كاهش وزن، نخوردن غذا به علت ترس ايجاد درد و استفراغ. تشخيص: گرافي، بلع باريوم، انماي باريوم، آزمايش CBC(افزايش هموگلوبين و هماتوكريت، لكوسيتوز، كاهش سديم و پتاسيم، افزايش اوره و كراتينين)، ام‌آر‌آي و سي‌تي‌اسكن. درمان: درمان انتخابي جراحي و از بين بردن علت اصلي است. رزكسيون يعني برداشتن قسمتي از روده. آناستوموز يعني وصل قسمتهاي باقيمانده به هم. 
آبسه آنوركتال: به صورت كيستهايي كه تا فضاي زير مخاط امتداد دارند وجود دارند. به دنبال كندگي موضعي بافتي و تكثير ميكرواورگانيسم‌هاي بوجود مي‌آيند. درمانشان تخليه به روش جراحي و مصرف آنتي‌بيوتيك است. 
فيستول آنال(Fustula in Ano): مجرايي كه بين كانال مقعدي با پوست بيروني يا نواحي اطراف مقعد به وجود مي‌آيد. تنها راه درمان جراحي است. در جراحي مجرا برداشته شده و فقط مدخل آن جهت تشكيل بافت باز مي‌ماند. تميزي محل بعد از هر بار دفع بسيار مهم است. 
فيشر آنال(Fussure in Ano): زخمي شدن يا پارگي بافت مفروش‌كننده مقعد. علت: زياد زورزدن و كشش بيش از حد بافتي و عبور مدفوع سفت در هنگام دفع است. درمان: مصرف داروهاي گشاد كننده موضعي و ضدالتهاب، تميز نگه‌داشتن محل و كنترل يبوست و در صورت عدم درمان، مداخله جراحي. 
هموروئيد: اتساع وريدهاي اطراف مقعد را گويند كه دو نوع داخلي و خارجي دارد. علت: اتساع شبكه عروقي كه با غشاي مخاطي(داخلي) يا پوست(خارجي) پوشانده شده است به علت يبوست، اسهال و زور زياد در هنگام دفع. عصب‌رساني با سيستم عصبي خودكار است. با عبور مدفوع اين وريدها تروماتيزه شده، به بيرون رانده مي‌شوند و از كانال مقعدي بيرون مي‌زنند. هر عاملي كه فشار داخل شكمي را بالا ببرد يا فشار وريدهاي هموروئيدي را افزايش دهد(نارسايي احتقاني قلب) باعث هموروئيد ميگردد. علائم: خونريزي، درد، خارش ركتوم و يبوست. تشخيص: گرفتن شرح حال، لمس انگشتي و پروكتوسكوپي. عوارض: ترمبوز و درد شديد، كم‌خوني فقر آهن. درمان: درمان يبوست، كاهش فشار وريدها، تسكين درد با بي‌حس‌كننده‌ها، مصرف استروئيدها، مصرف ضدخارش‌ها، استفاده از كيسه‌هاي يخ و متعاقب آن حمام گرم(كنترل درد) و در نهايت جراحي(جراحي با سرما، بستن وريدها(Ligation)، ليزردرماني(سوزاندن وريد)، هموروئيدكتومي(قطع وريد)). 
كيست پيلونيدال(Pilonidal Cyst): كيستي در قاعده ساكروم كه معولاً حاوي مو مي‌باشد و اگر عفوني گردد ايجاد مجراي سينوسي كرده به سينوس پيلونيدال معروف است. درمان فقط جراحي است. شانس عود بيماري زياد است. آنتي‌بيوتيك نيز استفاده ميگردد. 
گاستروآنتريت(G.E): التهاب روده باريك و معده توسط عوامل بيماريزا. علائم: كرامپ شكمي، اسهال، استفراغ، تب. در صورت مشاهده ديسانتري(اسهال شديد خوني به همراه كرامپ) محل التهاب در روده بزرگ مي‌باشد. اتيولوژي: E.Coli(فلور طبيعي روده)، كلستريديوم ديفيسيل(با مصرف طولاني‌مدت آنتي‌بيوتيك)، سالمونلا(مسموميت با گوشت ماكيان)، آنتاموبا هيستوليتكا(مسموميت با نوشيدنيها)، شيگلا(مسموميت با مواد غذايي ديگر)، ويروسهاي سرماخوردگي. ريسك‌فاكتور: تجمعات انساني، عدم رعايت بهداشت فردي، عدم رعايت بهداشت مواد غذايي. عوارض: در شيرخواران و افراد مسن و ناتوان قابل‌توجه است. پاتوفيزيولوژي: التهاب باعث تخريب مخاط، تخريب باعث تجمع مايع در لومن روده و اسهال ميگردد. خود اسهال باعث دفع عامل بيماريزا خواهد شد. درمان: جايگزيني مايعات، NPO تا كنترل استفراغ، عدم استفاده از داروهاي ضداسهال. 
عفونتهاي انگلي: انواع كرمهاي پهن و باريك باعث عفونت‌هاي انگلي در دستگاه گوارش مي‌گردند. آسكاريس(كرم پهن)، آنترويبوز(كرم سوزني)، تريشينلا اسپيرالايس(عامل تريشينوز). عوارض: خارش پوست، التهاب موضعي، تب خفيف، اسهال، كاهش وزن، كم‌خوني، عفونت ادراري. درمان: دارويي است. دو داروي اصلي مترونيدازول و پيرانتيل‌پاموآت است كه اكثر انگلها به آن جواب مي‌دهند. 
فتق‌هاي شكمي(Herniation): بيرونزدگي يك عضو، بافت يا قسمتي از يك ارگان از يك ساختمان محتوي آن را فتق گويند. داخلي و خارجي دارند. بيشترين فتق‌هاي خارجي در شكم ديده مي‌شوند. اتيولوژي: نقص در قدرت عضلات شكم همراه با افزايش فشار داخل شكم علت اصلي بيرون‌زدگي است. چاقي، حاملگي، بلندكردن اجسام سنگين، تروماي غيرنافذ شكم، سرفه‌هاي مكرر و طولاني‌مدت باعث افزايش فشار داخل شكم مي‌گردند. براي بروز فتق، نقص در قدرت عضلات شكمي به همراه 2 مورد از موارد ياد شده نياز مي‌باشد. انواع فتق: دو نوع تقسيمبندي دارند؛ يكي با توجه با محل فتق و ديگري نوع درگيري. فتق جاانداختني(Reducible)، فتق جانيفتادني(Irreducible)، فتق مختنق(Stragulated) براساس نوع درگيري نامگذاري شده‌اند. فتق اينگوئينال(مستقيم و غيرمستقيم)، فمورال، نافي، شكافي(شكمي) نيز براساس محل نامگذاري شده‌اند. فتق‌هايي كه جارفتني نبوده و گير مي‌افتند، دچار كاهش خونرساني، هيپوكسي و اختناق قسمتي مي‌شوند كه روده از لايه عضلاني بيرون زده است. در فتق اينگوئينال مستقيم، احشاء شكمي از محل كانال اینگوئینال مستقيماً از ديواره شكم بيرون مي‌زنند. در نوع غيرمستقيم آن، احشاء به همراه طناب اسپرماتيك وارد كانال اينگوئينال و بيضه مي‌شوند(در مردان). در فتق نافي، احشاء شكمي از كانال نافي بيرون مي‌زنند(در نوزادان و زنان حامله و چندقلوزا شايع است). فتق شكافي، روي شكم و در محل خوب ترميم نشده جراحي‌هاي قبلي بروز مي‌كند. درمان: استفاده از فتق‌بند(Hernifix) و در صورت گيرافتادن، جراحي. به جراحي آن هرنيورافي گويند. در اين جراحي با ايجاد شكافي بالاي محل، احشاء شكمي به سر جاي خود برگردانده شده، ساك فتق برداشته شده، عضلات ترميم گرديده و سوچور زده مي‌شود. بعضي مواقع از مش(شبكه‌هاي توري) در بين عضلات استفاده مي‌گردد تا از عود مجدد جلوگيري شود. بعد از عمل، 4-6 هفته بيمار از بلند كردن اجسام، حتي سبك خودداري كرده و تا 6 ماه اجسام سنگين را نيز بلند نمي‌كند. 
تومورهاي دستگاه گوارش 
دهان: تومورهاي دهان به طور شايع همراه با مصرف الكل و تنباكو ديده ميشوند. مصرف همزمان اين دو اثر تخريبي زيادي بر روي مخاط دهان بجا ميگذارد. 
- لكوپلاكي(Leukoplakia): ضايعه سفيد مايل به خاكستري يا متمايل به زرد كه قوياً پيش‌سرطاني است. به علت تحريك مزمن فيزيكي، گرمايي و شيميايي و عوامل سيستميك مثل تغذيه نامناسب و سيفليس بروز ميكند. 
- اريتروپلاكي(Erythroplakia): ضايعه قرمز و شبيه به مخمل بوده كه پيش‌درآمد سرطان بدخيم S.C.C (Squamous Cell Carcinoma) است. 
- S.C.C: رشد تومورال سلولهاي كوچك و پهن سنگفرشي مخاط دهان را گويند. بيشترين نوع تومور دهان بوده و 95% روي زبان ديده ميشود. بيشتر به علت مصرف همزمان الكل و تنباكو بروز ميكند. ريسك‌فاكتورهاي ديگر عبارتند از: عدم رعايت بهداشت دهان همراه با تكثير باكتريها، ضربات فيزيكي به علت دندانهاي ناهموار، ثابت نبودن دندانهاي مصنوعي، مصرف نوشيدني‌ها و غذاهاي تند يا داغ، سوء‌تغذيه، سفليس و سيروز كبدي. 
- B.C.C: كارسينوم با سلول بازال(Basal Cell Carcinoma) است. به طور اوليه لبها را گرفتار ميكند. ابتدا دلمه كوچك و بعد زخمي‌شده و حاشيه مرواريدي ميشود. بيشتر به علت تماس بيش از حد با نور خورشيد بروز ميكند. 
علائم: خونريزي، التهاب خفيف زبان،‌گلودرد، جابجايي سخت دندانهاي مصنوعي، درد زبان و درد گوش. 
روشهاي تشخيصي: بيوپسي روش قطعي است. قبل از بيوپسي، ممكن است آزمايشات سيتولوژي انجام گيرد. براي بررسي كارسينوم‌هاي قاعده زبان بايد از لارنگوسكوپ كمك گرفت. 
درمان: درمان طبي همان درمان حمايتي است كه با راديوتراپي و شيمي‌درماني جزء آن هستند. درمان جراحي شامل برداشت موضعي با شكاف موضعي يا ليزرتراپي تا جراحي‌هاي وسيع و پيوند پوست قدامي ران به مناطق برداشته‌شده است. بعد از اعمال جراحي براي جلوگيري از ادم معمولاً لوله تراكئوستومي گذاشته ميشود و بيمار 10-7 روز نبايد چيزي بخورد تا زخم ترميم شود و براي تغذيه از لوله‌هاي تغذيه استفاده ميشود. 
غدد بزاقي: اكثر تومورهاي غدد بزاقي خوش‌خيم هستند. آدنوكارسينوم شايعترين تومور بدخيم غدد بزاقي است. درمان انتخابي آن جراحي بوده و در تومورهاي شديداً بدخيم و عودكننده از راديوتراپي نيز استفاده ميشود. 
مري: به دو صورت S.C.C و آدنوكارسينوم ميباشند. در مردان دو برابر زنان است. 
اتيولوژي: ناشناخته است ولي عواملي مثل مصرف سيگار، كمبودهاي تغذيه‌اي(خصوصاً ميوه‌ها و سبزيها)، مصرف زياد الكل و غذا، افزايش سطح نيتروزآمين‌ها، آلودگي خاك و غذا در ايجاد آن دخيل هستند و احتمال دخالت مصرف نوشيدني‌هاي داغ بيشتر از بقيه موارد است. 
ريسك‌فاكتورها: عمده‌ترين ريسك‌فاكتور مصرف همزمان و طولاني‌مدت الكل و تنباكو و تغذيه ناكافي است. وجود آشالازي، فتق هياتال، ريفلاكس و عدم رعايت بهداشت دهان روند پيشرفت كانسر را افزايش ميدهند. 
پاتوفيزيولوژي: تومورهاي بدخيم در تغييرات آهسته بافت‌هاي خوش‌خيم شروع ميشوند. سرعت انتشار تومور در مري با توجه به نداشتن لايه سروزي زيادتر از بقيه جاها است. تومورهاي مري داخل جداري و زخمي‌كننده هستند به بالا و پايين دست‌اندازي ميكنند. با پيشرفت تومور احتمال ايجاد فيستول تراكئوازوفاژئال و آسپيراسيون و عوارض ريوي زياد است چون تراشه و مري در مجاورت هم قرار گرفته‌اند. 
علائم: اولين علامت ديسفاژي و اودينوفاژي است. علائم ديررس عبارتند از: افزايش ترشح بزاق و موكوس گلو، آسپيراسيون شبانه، ريگورجيتاسيون، ناتواني در بلع حتي در موارد پيشرونده، بلع مايعات. 
روشهاي تشخيصي: بلع باريم، آندسكوپي، آزمايشات سيتولوژي و بيوپسي تشخيص را قطعي ميكنند. سي‌تي‌اسكن و ام‌آر‌آي اندازه ضايعه و وسعت درگيري را مشخص ميكنند. 
درمان: با توجه به اينكه تومور مري تقريباً هميشه كشنده است؛ هدف از درمان تسكين و تسهيل صرف غذا ميباشد. راديوتراپي و شيمي‌درماني باعث كوچك شدن تومور ميشود. استفاده از غذاهاي نرم و نيمه‌جامد در ابتداي درگيري و گذاشتن لوله‌معده، گاسترستومي و ژژنوستومي، در مراحل بعدي كاربرد دارد. ميتوان از تغذيه وريدي نيز سود برد، مخصوصاً قبل از جراحي. در درمان جراحي، ممكن است نياز به گشاد كردن تنگي‌ها باشد. استفاده از پروتز مخصوص براي باي‌پاس تومور و جلوگيري از آسپيراسيون در مواردي كه فيستول وجود دارد نيز كاربرد دارد. به برداشتن قسمتي از مري ازوفاگكتومي(Esophagectomy) گويند. در يك نوع عمل جراحي قسمت تحتاني مري را برداشته و معده را بالا مي‌آورند و به قسمت باقيمانده مي‌دوزند كه به آن ازوفاگوگاستروستومي مي‌گويند. در عملي ديگر ممكن است پس از برداشتن قسمتي از مري، سگماني(قسمتي) از كولون نزولي را جايگزين آن كنند كه ازوفاگوآنتروستومي مي‌گويند. 
معده: معولاً آدنوكارسينوم بوده ولي لنفوم بدخيم نيز ديده ميشود. 
اتيولوژي: علت دقيق ايجاد تومورهاي سرطاني معده مشخص نيست. از زمان کشف باکتري "هليکوباکترپيلوري" به عنوان علت اصلي ايجاد زخم‌ معده، در ايجاد تومورهاي معده نيز مطرح ميباشد. گاستريت، تغييرات مخاطي، مواد كارسينوژن رژيم غذايي(غذاي ترش، ماهي نمك‌زده و نيترات‌ها)، ارث، كمبود ميوه‌ها و سبزيجات تازه در رژيم غذايي، كم‌خوني مهلك، سيگار و الكل جزء علل سرطان معده مطرح هستند. كم‌خوني حاد، نوشيدن نوشابه هاي الكلي، فقدان اسيد معده، سابقه جراحي معده يا برداشتن جزئي از معده نيز ميتواند منجر به سرطان شود. 
پاتوفيزيولوژي: بيشترين كانسرهاي معده در نيمه تحتاني آن مشاهده مي‌گردند. تغييرات مخاطي به هر علتي باعث افزايش جذب كارسينوژن مواد غذايي و سرطاني شدن مخاط مفروش‌كننده آن ميشود. انتشار(متاستاز) اين سرطان به سه صورت مستقيم به پانكرانس و غيرمستقيم از طريق عروق لنفاوي و عروق خوني ميباشد. از راه خوني معمولاً به كبد، ريه و استخوان دست‌اندازي ميكند. 
علائم: توده قابل لمس، آسيت، درد استخوان(ناشي از متاستاز)، ديسفاژي، خونريزي، كاهش وزن، بي‌اشتهايي، احساس پري معده و كم‌خوني(خون مخفي). درد در ناحيه شکم(قسمت فوقاني، مياني شکم و اپي گاستريک) و احساس توده در شکم ( که از علايم ديررس و پيشرفته اين بيماري مي باشد)، احساس خستگي و ضعف و بي‌حالي که مي تواند اين علايم ثانويه به کم‌خوني باشد. همچنين بي‌اشتهايي(به ويژه بي اشتهايي به غذاهاي گوشتي) و کاهش وزن که گاهي با اتساع شکم و آسيت(جمع شدن آب در شکم) همراه ميشود. گاهي نيز بيماران با علايم متاستاتيک به پزشک مراجعه ميکنند مانند درگيري غدد لنفاوي ناحيه گردن که باعث بزرگي در اين ناحيه ميشود و يا علايم ديگر متاستاز مانند زردي و برآمدگي شکم که نشانه درگيري کبد است. شايع‌ترين علايم سرطان معده شامل درد شکمي و لاغري ميباشد. 
روشهاي تشخيصي: گرافي ساده شكم، بلع باريوم، آندسكوپي(گاستروسكوپي)، سونوگرافي، بيوپسي و سي‌تي‌اسكن. از راديوگرافي با ماده حاجب، در مواردي که شخص تحمل آندوسکوپي را ندارد(مانند افراد پير و کساني که داراي مشکلات رواني مي باشند) استفاده ميشود. 
درمان: در درمان اين بيماران مهمترين مساله تشخيص دقيق است. با بررسي بايد مشخص گردد که بيماري چقدر گسترش پيدا کرده است. متأسفانه در اغلب موارد بيماري تقريباً به صورت گسترده معده را درگير کرده و به همين علت نيز بايد حتماً بلافاصله بعد از تشخيص قطعي، CT شکم انجام و مشخص شود که آيا بيمار قابل جراحي هست يا نه؟ درمان اوليه جراحي است ولي چون معمولاً زود تشخيص داده نميشود هدف بيشتر تسكيني‌حمايتي است.گاستركتومي(برداشتن قسمتي يا همه معده) و گاستروآنتروستومي(ايجاد محلي براي عبور غذا از معده به روده) از اعمال جراحي شايع است. درمان طبي شامل شيمي‌درماني، راديوتراپي و تغذيه وريدي است. 
روده‌ها: 
اكثر تومورهاي روده، در روده بزرگ، مخصوصاً ديستال آن(كولون سيگموئيد تا آنوس) ديده ميشوند. پوليپ‌ها نوع خوش‌خيم روده بزرگ و آدنوكارسينوم نوع بدخيم آن است. پوليپ‌ها به دو علت خطرناك هستند: 1-ممكن است علايم يك تومور بدخيم را بپوشانند. 2-ممكن است سبب انواژيناسيون(توي هم رفته روده) و انسداد شوند. 
علائم: كاهش وزن، درد، كم‌خوني، تهوع، استفراغ، انسداد، توده قابل‌لمس و خونريزي. به طور كلي تومورهاي روده باريك و كولون راست بيشتر باعث درد شكم، تهوع و استفراغ ميشوند ولي تومورهاي كولون چپ و ركتوم به علت قابليت اتساع زياد روده بزرگ علائم هشداردهنده كمتري دارند و علائم بيشتر به صورت دفع خون و موكوس و تغيير عادات روده‌اي است. 
اتيولوژي: ناشناخته بوده ولي فاكتورهاي زمينه‌ساز عبارتند از مصرف غذاهاي كم‌باقيمانده(Low Redidue) و پرچرب. 
ريسك‌فاكتورها: سابقه فاميلي كانسر، سن بالاي 40 سال، كوليت اولسروز، مصرف غذاهاي چرب و كم‌پس‌مانده، پوليپ‌ها و شهرنشيني. 
راه‌هاي پيشگيري: توش ركتال ساليانه بعد از40 سالگي، انجام پروكتوسيگموئيدسكوپي ساليانه بعد از 50 سالگي، انجام تست گاياك(Guaiac Test) مرتب بعد از 50 سالگي و افزايش مصرف غذاها و مواد فيبري. 
روشهاي تشخيصي: تومورهاي يك‌سوم انتهاي كولون سگموئيد و ركتوم با معاينه انگشتي(توش ركتال) قابل تشخيص هستند. روشهاي ديگر تست گاياك(جهت بررسي خون مخفي)، گرافي شكم(بررسي وجود تنگي)، سونوگرافي و سي‌تي‌اسكن(جهت بررسي اندازه تومور و متاستاز) ميباشد. با سيگموئيدسكوپي 25% تومورها تشخيص داده ميشوند؛ چون اغلب تومورها در انتهاي دستگاه گوارش هستند. بيوپسي تشخيص را قطعي ميكند. 
درمان: درمان زماني جواب مي دهد که سرطان در همان مراحل اوليه شناسايي شود. 
بطور کلي سه روش درماني جهت درمان سرطان روده بزرگ وجود دارد که شامل جراحي، پرتودرماني و شيمي‌درماني است. روش ديگر درماني نيز وجود دارد که در آن از روشهاي بيولوژي براي درمان استفاده ميشود. البته استفاده از اين روشها در حد مطالعات باليني است. 
جراحي: جراحي شايعترين روش درماني در تمامي مراحل سرطان به حساب مي‌آيد. اين روش به طرق مختلف انجام شده و براساس نظر پزشک و مرحله سرطان، روشهاي جراحي متفاوت مي باشد. جراحي(برداشتن سرطان توسط عمل جراحي) شايعترين نوع درمان است که در همه مراحل کانسر کولون بکار ميرود. پزشک ممکن است سرطان را به يکي از اين روشها خارج نمايد: 1-جراحي محدود و محلي: اگر سرطان در مرحله بسيار اوليه تشخيص داده شود ممکن است عمل جراحي بدون باز کردن شکم توسط پزشک انجام شود که با عبور لوله از طريق مقعد به داخل روده بزرگ و عمل جراحي از اين طريق انجام ميگيرد. اگر يک پوليپ تشخيص داده و برداشته شود به اين عمل جراحي پوليپکتومي اطلاق ميگردد. 2-رزکسيون: اگر اندازه سرطان بزرگتر باشد پزشک عمل کولکتومي(برداشتن سرطان به همراه مقاديري از بافت سالم اطراف آن) را انجام ميدهد. ممکن است سپس آناستوموز(دوختن دو طرف سالم روده بزرگ به يکديگر) انجام گيرد. معمولا پزشک غدد لنفاوي نزديک روده بزرگ را جهت احتمال درگيري توسط سرطان بيرون آورده و جهت پاتولوژي ارسال ميكند. 3-رزکسيون به همراه کولستومي: اگر پزشک قادر به دوختن دو سر روده بزرگ به يکديگر را نباشد، منفذي به خارج از بدن تعبيه کرده تا مواد زائد از آن دفع گردد؛ اين روش کلستومي ناميده مي شود. در بعضي مواقع کلستومي موقتي است و تا زمانيکه روده بزرگ ترميم شود ادامه دارد(جهت استراحت قسمتي از روده) ولي اگر تمام کولون توسط جراح برداشته شود ممکن است کلستومي دائمي شود. براي كلوستومي موقت معمولاً از وسط كولون چپ يا عرضي و كلستومي دائمي غالباً از كولون سيگموئيد استفاده ميگردد(چون عمل اصلي روده بزرگ جذب آب بوده و مدفوع در كولون سيگموئيد تشكيل ميشود). 
اگر چه پزشک سرطان را تا جايي که امکان دارد و در ديد او قرار گرفته بيرون خواهد آورد ولي گاهي به بيماران پيشنهاد شيمي‌درماني پس از عمل جراحي داده مي شود تا اگر سلول سرطاني باقيمانده از بين برده شود. اين روش درمان مکمل ناميده ميشود. عوارض جانبي جراحي: عوارض جانبي جراحي به محل تومور و نوع جراحي بستگي دارد. معمولاً در چند روز اول بعد از جراحي بيمار احساس ناراحتي دارند ولي معمولاً درد با دارو قابل کنترل ميباشد. مدت زمان بهبود بعد از عمل جراحي از بيماري به بيمار ديگر متفاوت است. 
پرتودرماني: در اين روش از اشعه X با انرژي بالاي براي کشتن سلولهاي سرطاني و کوچک نمودن اندازه تومور استفاده ميشود. توليد اشعه مي تواند خارج از بدن و بوسيله ماشينهاي خاص يا در داخل بدن و از طريق موادي که توليد کننده اشعه هستند، صورت گيرد. پرتودرماني به تنهائي يا همراه با جراحي و شيمي‌درماني انجام مي گيرد. عوارض جانبي پرتودرماني: شايعترين عوارض جانبي پرتودرماني شامل خستگي، واکنش پوستي در محل برخورد اشعه با پوست و کاهش اشتها ميباشد. بعلاوه ممکن است اين روش منجر به کاهش گلبولهاي سفيد خوني که از بدن در برابر عفونتها محافظت ميکنند شود. بعضي از اين عوارض قابل‌کنترل و قابل‌درمان هستند و در بسياري از موارد اين عوارض دائمي نميباشند. 
شيمي‌درماني: در اين روش از داروها به منظور کشتن سلولهاي سرطاني استفاده ميشود. اکثر داروهاي ضدسرطاني بصورت تزريق داخلي‌وريدي يا داخل عضلات مورداستفاده قرار ميگيرند. اما بعضي ديگر نيز به فرم خوارکي قابل‌مصرف هستند. شيمي‌درماني يک روش درماني سيستميک به حساب مي‌آيد به اين معنا که دارو از طريق جريان خون به هر قسمتي از بدن ميرود تا سلولهاي سرطاني را بکشد. در اين روش داروها به صورت دوره‌اي تجويز ميشوند. يعني دوره درماني با يک دوره استراحت ادامه مي‌يابد و بعد از آن از نو دروه درماني شروع ميشود. در صورتيکه سلولهاي سرطاني کبد را درگير کرده باشند، ميتوان دارو را مستقيماً به شريانهاي تغذيه‌کننده کبد تزريق نمود. بعد از آنکه جراح تمامي سلولها و بافت سرطاني را از طريق جراحي برداشت، يک دوره شيمي‌درماني نيز داده ميشود تا سلولهاي سرطاني باقيمانده نيز در صورت وجود از بين بروند. عوارض جانبي شيمي‌درماني: داروهاي شيمي‌درماني معمولاً سلولهاي با سرعت تکثير بالا را موردهدف قرار ميدهند. از آنجايي که در بدن علاوه بر سلولهاي سرطاني بافتهايي نظير سلولهاي خوني، بافت پوششي سيستم گوارشي و سلولهاي فوليکول مو نيز از سرعت تکثير بالايي برخوردار هستند، لذا ممکن است اين بافتها نيز مورد هدف داروهاي شيمي‌درماني قرار بگيرد. در نتيجه عوارض جانبي شامل: عفونتها، خستگي، ريزش موي موقتي، زخمهاي دهاني و يا ساير علايم است. از جمله مهمترين عوارض جانبي داروهاي شيمي‌درماني کاهش کلي سلولهاي خوني ميباشد. از آنجايي که اين داروها مغز استخوان را به شدت تحت تأثير قرار ميدهند، ممکن است کم‌خوني(بصورت کاهش انرژي انجام کارها)، کاهش پلاکتهاي خوني(بصورت خونريزي) يا کاهش گلبولهاي سفيد(بصورت افزايش استعداد ابتلا به عفونتها ) ايجاد شود. معمولاً همه کساني که از اين روش درماني استفاده مي کنند به تمامي اين علائم مبتلا نميشوند. به علاوه در طي دوره استراحت و بعد از قطع درمان تمامي اين علايم برطرف مي شوند. 
درمانهاي بيولوژيکي: در اين روش، بدن به تنهايي در برابر سرطانها مقابله ميکند. در اين روش از موادي استفاده ميشود که توسط بدن يا اينکه در آزمايشگاهها ساخته ميشوند تا مکانيسمهاي طبيعي دفاعي بدن در برابر بيماريها جهت‌دهي، تقويت و حفظ شوند. نام ديگر اين روش ايمني‌درماني مي باشد. 
مقعد: 
2-1% تومورهاي بدخيم روده را تشكيل ميدهند. اين سرطان با عفونت ويروس پاپيلوماي انساني همراه است. اين ارگانيسم در سرطان گردن رحم نيز يافت ميشود و از راه جنسي انتقال مي‌يابد. پاتوفيزيولوژي: عفونت باعث ايجاد زگيل در منطقه و نئوپلازي داخل‌اپيكالي مقعد ميشود و در نهايت باعث كارسينوم سلولهاي سنگفرشي ميگردد. درمان: جراحي راديكال و تعبيه يك كلستومي دائمي.

 

 
سجاد علی صوفی بازدید : 2165 شنبه 30 فروردين 1393 زمان : 7:2 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
درباره ما
Profile Pic
وبلاگ دانشجویان پرستاری زابل 95-پرستاری95-پرستاران زابل-دانشکده پرستاری زابل-اموزش پرستاری,Nursing Education,دانستنیهای پزشکی,گزارش کار جدیدترین و کاربردی ترین مباحث در زمینه پزشکی و پرستاری دستاورد های آن در وبلاگ ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظرتون درباه سایت چیه؟









    پیوندهای روزانه
  • آیشیک (74)
  • آرشیو لینک ها
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 118
  • کل نظرات : 30
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 17
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 44
  • بازدید امروز : 43
  • باردید دیروز : 135
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 553
  • بازدید ماه : 1,563
  • بازدید سال : 5,487
  • بازدید کلی : 372,308
  • کدهای اختصاصی
    بخش های مهم سایت
    سیستم مدیریت سما
    SEO Reports for nurs.rzb.ir
    چت روم
    لینک باکس